امروز چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ / Wednesday, Feb 08, 2012 آخرین بروز رسانی آخرین بروز رسانی: ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ [اخبار امروز: 0]

وقتی تاریخ کازرون سخن می  گوید

وقتی تاریخ کازرون سخن می گوید

کد مطلب: 1987 | تاریخ ارسال: ۱۴ تیر ۱۳۸۹ | نویسنده: | چا پ  مطلب

واکنش­های ایجاد شده در پی تغییر و تعویض فرماندار کازرون، هر چند که ثمرات خوبی از مشارکت مردم در تصمیم­گیری­های مدیریت شهری داشت، این واکنش­ها،اما قبل از این که حرکتی باشد برای توسعه شهرستان ظاهراً به تنش و چالشی تبدیل شد که بیم آن می­رود که این چالش در آینده نیز کازرون را رها نکرده و مانعی برای پیشرفت و روند توسعه کازرون شود.

در یک نگاه کلی در این واکنش­ها دو جریان فکری وجود دارد. دو جریانی که تا چند صباحی پیش در یک بدنه فکری فعالیت می­کردند اما حال با توجه به گرایش­های مختلف سیاسی،اجتماعی در سطح کلان کشوری، بخشی از این جریان فکری از جریان کلی جدا و خود را به عنوان یک قدرت نوظهور نمایان ساخته است با تغییر فرماندار کازرون یکی از این جریان­های فکری از همان ابتدا اعتراض خود را آشکار ساخت. این جریان بر این عقیده است که این گونه تغییر و تحول باعث تحقیر مردم کازرون شده و شایسته دولت و زمامداران دولتی نیست. از سوی دیگر این گروه بر این عقیده­اندکه کازرون شهرستانی است با قدمت و تاریخی پرافتخار که هر کس می­خواهد بر مسند مدیریت آن تکیه زند باید شناخت کافی به این شهر داشته باشد حال آنکه سرپرست جدید نه تنها بومی کازرون نیست بلکه به لحاظ تجارب مدیریت نیز وی پاسخگوی مدیریت شهرستان کازرون نخواهد بود. این جریان فکری با تجمعات در مکان­های مختلف و سر دادن شعارهایی که عموماً علیه استاندار فارس بود اعتراضات خود را گسترده کرده، کوشش کردند تا به صورتی قدرت خود را به نمایش گذارند.

از سوی دیگر اما جریان دیگر فکری نیز در مقابل جریان فکری اول از خود واکنش نشان داد. آنها بر این عقیده بودند که استاندار کاری قانونی کرده وتجمعات معترضین غیرقانونی و مسوولین باید با آنها برخورد نمایند. از سوی دیگر این گروه میگویند سرپرست جدید به لحاظ خانوادگی با کازرونی­ها در ارتباط بوده است ودارای تجارب مدیریتی نیز می­باشد.از دیدگاه این گروه، جریان فکری اولی می­خواهد با ایجاد تنش و چالش در کازرون مدیریت کازرون را تحت الشعاع تصمیم­گیری­های خود قرار دهد که این امر به زایش نیروها و سلیقه­های فکری خواهد انجامید و این امر با توسعه و پیشرفت شهرستان در تضاد است.

این تضاد آرا و سلیقه­ی دو جریان فکری موجب شد که چند روزی مسایل مهم کازرون تحت الشعاع این تغییر و تحول قرار گیرد. اما همانطور که خواهد آمد این دو تفکر در سنواتی قبل دچار این امتحان نیز شده بودند و برای اغلب مردم و صاحبنظران مستقل این سوال پیش آمده است که چرا این دو تفکر در آن تاریخ­ها یا واکنشی از خود نشان ندادند و سکوت اختیار کردند و یا واکنش­هایی انجام دادند که با رفتارهای اجتماعی حال حاضر آنها در تضاداست و اصولاً رفتارهای دوگانه و تناقض­آمیز آنها چگونه قابل توجیه است و منشا و علت آن چیست؟

در تیرماه سال ۷۷ فرماندار کازرون تغییر کرد. بدین معنی که فرماندار وقت کازرون یعنی مرحوم محب که غیربومی بود تغییر کرد و بجای وی دکتر رصافیان به عنوان فرماندار بومی جایگزین وی شد. از سوی دیگر دکتر رصافیان نه تنها بومی و دارای تحصیلات عالیه در مقطع دکترا بود بلکه یکی از پست­های اجرایی مهم شهرستان را نیز بر عهده داشت. وی همچنین به تمامی جریان­های فکری، فرهنگی و اجتماعی کازرون نیز احاطه داشت. در آن مقطع زمانی، جریان فکری اولی که هم اکنون ندای غیربومی بودن و عدم تجارب سرپرست فرمانداری را فریاد می­زنند، لب به اعتراض گشود که چرا استاندار فارس به تغییرمرحوم محب اقدام ورزیده و فردی دیگر را جایگزین کرده است. به تعبیر دیگر برای این جریان فکری در آن مقطع زمانی غیربومی بودن بر بومی بودن ترجیح داشت. هر چند این اعتراضات به صورت تجمع و یا ارسال طومار انجام نگرفت اما این امر باعث نشد که در جلسه تودیع و معارفه اقدام استاندار مورد انتقاد قرار نگیرد. در این جلسه یکی از فعالین اجتماعی کازرون خطاب به استاندار وقت گفت:»انتقادات باید به طور اصولی بیان گردد. اثبات آقای محب نفی برادری که بعد از ایشان می­آیند نیست. یکی از شعارهای اصولی رییس جهور محترم (خاتمی) شایسته­سالاری و ارزش دادن به شعارها و فراجناحی عمل کردن بود که در قضیه تودیع آقای محب رعایت نشده است. آیا برادر سه شهید بودن ارزش نیست؟ (مرحوم محب بردر سه شهید بود) آیا جانباز بودن ارزش نیست؟ آیا حضور در جبهه و مسجد و امثال این­ها ارزش نیست؟ اگر این­ها ارزش نباشند نام آن را چه باید گذاشت؟ این طور نیست که همیشه اوضاع بر وقف مراد باشد. این ظلم نیست که به یک مدیر وفق کم­لطفی و بی­اعتنایی بکنیم؟« همانطور که این فعال اجتماعی پیش­بینی می­کرد، اوضاع همیشه بر وفق مراد نبود. زیرا در سال ۸۵ یعنی حدود ۸سال بعد در جلسه تودیع فرماندار وقت کازرون- فدعمی- مهندس صالح­پور سکان مدیریتی کازرون را بر عهده گرفت. در همین جلسه اما، اتفاق دیگری افتاد که معترضین حال حاضر سکوت اختیار کردند. معاون فرمانداری وقت- مهدی پرویزی- که حضور چندین سال سمت در فرمانداری و معاونت حداقل ۴ فرماندار را در کارنامه اجرایی خود داشت و همچنین برادر شهید بودو رزمنده و … بدون آگاهی و اطلاع قبلی، ابلاغ تغییر وی را در دستانش قرار دادند. وی در همین جلسه که با حضور استاندار فارس برگزار شده بود، علیرغم سخن نماینده وقت کازرون که خبر از عدم برخوردهای جناحی درتغییر و تحولات را داده بود به نشانه­ی اعتراض به پشت تریبون رفت و نسبت به بی­خبری وی از حضار انتقاد کرد.

اما این اعتراض، موجب نشد که برخی که هم اکنون نوای اعتراض خود را بلند کرده­اند در آن جلسه بپاخیزند و سکوت خود را بشکنند و »از تحقیر یک شخص که جزو خانواده شهدا بود و یا تحقیر یک شهر و …« دفاع کنند.

اما جریان فکری دوم نیز در سنوات گذشته مواضع خود را نشان داده­اند. براستی این جریان در قبال فاجعه پریشان،تونل بناف و …. مشکلات دیگری که کازرون با آن مواجه شد کجا بودند و چرا سکوت کردند؟!در مساله شهردار و شورای شهر چرا گزینه سکوت را اختیار کردند؟ مگر در قضیه شهرداری نه آن بود که عده­ای دست به تجمع و اعتراض زدند و علیه شورای شهر از هر اقدامی فروگذار نکردند؟ مگر آن روز تجمع آنها قانونی بود و شورای شهر غیرقانونی؟ مگر شورای شهر منتخب مردم نبودند که آماج حملات زیادی قرار گرفتند؟ پس این گروه دوم که تجمع­کنندگان و طومارنویسان فرمانداری را محکوم می­کنند آنروز کجا بودند؟! – توجه داشته باشید هدف نگارنده ایجاد طرح سوال از رفتار متناقض این جریان­ها است و نه حمایت از شخص و یا گروهی خاص-

نقش زیبای تاریخ در این مجال­ها بخوبی آشکار می­شود. دو جریان فکری امتحان خود را در گذرگاه­های تاریخ داده­اند. پس آنها نمی­توانند هم اکنون دایه­ی مهربانتر از مادر باشند. آنچه می­توان گفت اینکه این چالش­ها در طول تاریخ کازرون همیشه به زیان مردم کازرون رقم خورده است. تاریخ کازرون از برخوردهای این چنینی خسته شده است. این جریان­های فکری نشان داده­اند شایسته­سالاری فقط باید در قاموس لغات آنها تایید شود و لاغیر. چه در این میدان زورآزمایی، جریان فکری اول پیروز میدان شود و صالح­پور و یا فردی با ویژگی­های او را بر کرسی ریاست نشاندو چه جریان فکری نوظهور دوم که بتواند شریفی سرپرست وقت فرمانداری را در پست خود نگهدارد و آن را به رسمیت بشناسد. در هر دو حال اگر ضرری وجود داشته باشد آن ضرر متوجه مردم کازرون خواهد بود. مردمی که نمی­دانند بر سر مصوبات ریاست جمهوری چه آمده است؟ مردمی که نمی­دانند عاقبت تونل بناف به کجا خواهد انجامید؟ مردمی که نمی­دانند با ایجاد بزرگراه­های غرب و شرق کازرون، آیا باز شهر ما به بن­بست گرفتار خواهد آمد یا خیر؟ مردمی که دست حسرت از دست دادن پریشان به دهان گرفته­اند؟ و …..

آیا نباید از تاریخ عبرت بگیریم؟!

Popularity: 8%

مطالب مرتبط

ارسال خبر به دیگران

۳ نظر

  1. با سلام
    جهت اطلاع :
    تجمع در ادارات دولتی نیاز به مجوز ندارد اما تجمع در معابر عمومی نیاز به تجمع دارد.
    لذا تجمع در شهرداری نیاز به مجوز نداشته.همچنانکه تجمع روز دوشنبه در فرمانداری نیاز به مجوز نداشته اما تجمع روز پنجشنبه که در بلوار ورودی شهر شکل گرفت به مجوز نیاز داشت.
    تجمع های صنفی و کارگری که در داخل فرمانداری تشکیل می شد نیز نیاز به مجوز ندارد

  2. در این در گیری ها کازرون در خطر می افتدودولت باید قبل از بردن فرماندار فکر این را می کرد . اخراج فرماندار کاری زشت و غیر قابل تحمل بود.

  3. با سلام
    تاریخ یک بار دیگر دارد تکرار می شود و ما کازرونی ها چون گذشته درگیر اختلافات خود هستیم و مطالعه آزاد راه شیراز بوشهر با عدم عبور از کازرون انجام می گیرد و ما کازرونیها بعد از عملیات اجرایی و در بن بست جدید قرار گرفتن تازه متوجه ضربه ای که خورده ایم میشویم و باید ۴۰ سال دیگر به دنبال خروج از بن بست جدید بدویم. آقایان, حضرات, تو را به خدا دست از این باند بازی و گروه گرایی ها بردارید و به دنبال مصالح مردم باشید.به خدا قسم رکود و در جا زدن کازرون و به تبع آن افزایش بیکاری ,فقر وجرم و جنایت حق الناسی است بر گردن تمامی مسئولینی که به جای پیگیری پیشرفت کازرون به دنبال منافع گروهی و حزبی خود هستند.منظور بنده یک فرد خاص نیست و خطاب بنده به کل مسئولین است و بدانید که مسئولیت شما امانتی است از سوی مردم در دستان شما و فردا در پیشگاه حق باید پاسخ گو باشید.

نظر خود را بنویسید