امروز جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹ / Friday, Jul 30, 2010 آخرین بروز رسانی آخرین بروز رسانی: ۴ مرداد ۱۳۸۹ [اخبار امروز: 0]

چرخ هایی که دیگر نمی چرخند/گفتگویی با استاد عبدالرضا نمازی

چرخ هایی که دیگر نمی چرخند/گفتگویی با استاد عبدالرضا نمازی

کد مطلب: 1179 | تاریخ ارسال: ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ | نویسنده: سرویس گفت و گو | چا پ  مطلب

بازنشر: گفتگوی زیر در شماره ۷۱ هفته­نامه بیشاپور منتشر شده بود. اکنون دیگر دستان خیس این هنرمند کازرونی، پیکر سفالی را، نقش نمی­دهد و چند روز پیش بود که برای همیشه از جمع هنرمندان صنایع­دستی کازرون رخت بر بست و به دیار باقی شتافت. برای آنکه بهتر به یاد بیاوریم چه هنرمندی فضای کازرون را خالی گذاشت، مصاحبه وی را مجدداً به دست چاپ سپردیم.

***

اشاره: «… سفال سازی این شهر (کازرون) نیز در خور یادآوری است، زیرا محله ی قدیمی کوزه گران در این شهر نشانه ای از وجود کارگاه های کوزه گری بوده که به هنر سفال (فخار) می پرداخته اند. دکتر جهانبخش ثواقب»

همان گونه که از نظریه دکتر ثواقب بر می آید، کوزه گری یکی از مشاغل مهم و پر رونقی بوده که درگذشته در شهرکازرون عده ای به آن می پرداخته اند. ولی متأسفانه به جز اظهارنظر فوق و این که محله ای هم به نام کوزه گران یا فخاران جزء یکی از محلات کازرون، چه درگذشته و چه امروزه به شمار می آمده و می آید، چیز دیگری راجع به این حرفه در کتاب ها و منابع موجودی که در مورد کازرون نوشته شده، وجود ندارد. اگر هم تمام نقاط کازرون را از نظر بگذرانی، فقط به یک مکان برمی خوری که بر روی تابلوی کوچک و خاک گرفته بالای سردرب آن، با خطی معمولی به رنگ قرمز نوشته شده:«کارگاه کوزه سازی و تنورسازی نمازی، تأسیس ۱۳۶۲». این کارگاه را که امروزه به مغازه ی سفال فروشی بیشتر شباهت دارد تا کارگاه، اکثراً دیده ایم. این مکان در شرق میدان فلسطین (فلکه سیدمحمد) و درست در سمت چپ ابتدای ورودی بلوار گلزار (بلوار گورستان سید محمدبین التلین) قرار دارد و متعلق به استاد عبدالرضا نمازی است، که تقریباً بیش از پنجاه سال است که به حرفه ی کوزه گری اشتغال دارد. استاد عبدالرضا نمازی، ۷۳ ساله، متولد سال ۱۳۱۲ خورشیدی در محله کوزه گران (فخاران) شهرکازرون است. وی فرزند استاد حاج محمد خلیل فرزند استاد نورمحمد فرزند استاد کاظم فرزند … و به قول خودش پشت دهم از خانواده ای است که جد بر جد در محله ی کوزه گران کازرون به شغل کوزه گری اشتغال داشته اند. ایشان در حال حاضر بیش از پنج سالی است که بنا به مشکلاتی، دیگر سفالی تولید نکرده و جز گه گاهی آن هم از سر تفنن دستی به چرخ نبرده است و سفال های مغازه اش را از همدان (منطقه لاله جین) تهیه می کند و به مشتریان ارائه می دهد. برای ثبت در تاریخ کازرون از نحوه ی کوزه گری گذشته به سراغش رفتیم تا گزارشی از وی تهیه کنیم. در ابتدا می گفت: چه فایده عده زیادی به این جا آمده و سؤالاتی کرده و حتی فیلم و عکس هم گرفته اند، ولی حتی یک برگه ی کوچک هم به دست مردم نداده اند، تا اهالی مشتاق هم از این حرفه اطلاعاتی پیدا کنند. پس از دادن اطمینان خاطر به ایشان از این که ما حتماً این مورد را عملی می کنیم، با گشاده رویی و صبر و حوصله پذیرایمان شد و به پرسشهایمان پاسخ گفت. گفتگوی زیر ماحصل چند جلسه نشست با ایشان در همان کارگاه قدیمی سفال سازی است که با هم می خوانیم:

جناب استاد عبدالرضا نمازی، نخست درباره ی سفال و سفال سازی در کازرون برایمان بگویید.

ظروف سفالین از اولین ظروفی بوده که انسان برای استفاده ی روزمره خود از آن استفاده می کرده و در آغاز کاربرد این ظروف به عنوان وسایل زندگی بوده و بعدها با ساخت ظروف طرح دار، مجسمه ها و نقش های مختلف هنری، هم در زندگی و هم هنر از آن استفاده شده است. امروزه با پیشرفت علم و  صنعت دیگر به ندرت از ظرف های سفالی برای وسایل زندگی استفاده می شود و بیشتر جنبه ی هنری و تزئینی پیدا کرده. شهر کازرون هم با وجود قدمت تاریخی و باستانی خود از نقاطی بوده که اجداد ما در آن به عنوان کوزه گر در محله ای به نام کوزه گران (فخاران) به این حرفه و هنر مشغول بوده اند و کوزه گران کازرونی آن چنان معروف بوده اند که خیلی از شیرازی ها از آن ها کار یاد گرفته و در شیراز مشغول شده­اند.

آیا کوزه گرهای کازرونی درگذشته فقط در این محله کار می کردند و چند نفر به این کار اشتغال داشتند؟

بله همگی در محله ی کوزه گران بودند و تا آن جایی که من به خاطر دارم در قدیم حدود ۴۰ دستگاه در محله کار می کردند، که اکثراً کنار شیخ ابواسحاق بودند. امروزه از آن تعداد چند نفری بیشتر نمانده اند که آن ها هم دیگر کار نمی کنند. و فقط من مانده ام که در واقع من هم حدود پنج سال یا بیشتر است که کار نمی کنم، یعنی از زمانی که دیگر سوخت (نفت) به ما ندادند کارمان تعطیل شد. اگر مسوولین کمک کنند کارم را شروع می کنم، افراد زیادی مراجعه می کنند که به آن ها کار یاد بدهم ولی …

هیچ گونه اقدامی از جانب خودتان جهت راه اندازی مجدد کارگاه و رونق بخشیدن به این حرفه انجام نگرفته؟

چرا من از سال ۱۳۵۹ در این مکان که متعلق به اجدادم بوده شروع به ساخت همین کارگاه کردم و پس از اتمام در سال ۱۳۶۲ در آن مستقر شدم. پس از چند سال توسط فرزندانم و خودم طرحی را به منظور ساخت یک کارگاه تولیدی مجهز در زمینی به مساحت ۱۰۰۰ متر در همین مکان و زمین های اطرافش که متعلق به خودمان است، آماده کردیم. متأسفانه شهرداری با کار ما مخالفت کرد و گفت که کارگاه در طرح فضای سبز شهر است. ولی خوب هنوز هم پیگیر طرح کارگاه تولید سفال هستیم. ما افتخار می کنیم که در شهر یک روشنایی در این کار ایجاد شود، نه آن که این شغل تاریک شود.

آیا نمی شود مکان دیگری را به این منظور اختصاص دهید؟

خیر. (با اشاره به زمین) چون خاک رس که ماده ی اولیه کورزه گری است در این زمین و گوراُو (گود آب یا گلگاه) تُل سیدمحمد وجود دارد. تمام کوزه گرها در گذشته از این مکان خاک مورد نیاز خود را تهیه می کردند. ما هم باید در جایی باشیم که به معدن خاک (گود گلگاه) نزدیک باشیم.

آیا در قدیم کوزه گرها فقط با این شغل امرار معاش می­کردند؟

بله. البته خیلی ها در کنار این کار زراعت هم می کردند.

اصولاً کوزه گری چه مراحلی دارد؟

آوردن خاک از معدن، کوبش و الک کردن خاک، خمیر کردن و ورز دادن خاک، ساخت شیء با چرخ یا قالب و تراش دادن و پرداخت سفال، خشک کردن سفال در معرض هوا و آفتاب، لعاب دادن اگر احتیاج باشد، در کوره قراردادن و پخت سفال.

در قدیم چه اشیایی را بیشتر درست می کردید؟

خمره که انواع مختلف داشت، مانند: خمره آبی، خمره سرکه ای لعاب دار، خمره بزرگ رنگ زری، خمره های شیردار که در محل پائین آن شیرآبی قرار می دادیم- گلدان- لولهین (لولیین، لولهنگ، یک نوع آفتابه)- سهوآبی (سبوآبی) و کوزه- حصین خمیری- سر قلیان و کوزه قلیان- کُلوک ترشی- نوجه (لوله های قطور سفالی برای عبور آب)- حِره مَشی (کندوی زنبور)- طغار برای نانوایی ها- حنیص (حصین بزرگ) برای دباغ ها- گادوشه (ظرفی بین کُلوک وخمره با دهانه ای گشاد برای ترشی و سرکه)- کره دونی (ظرفی برای نگهداری پنیر)- قُلک- کُوره (ظرف آب خوری پرندگان)- تنور نان پزی و در واقع خیلی از ظروف دیگر که به درخواست مشتریان تهیه میکردیم و همگی خوب و ارزان بودند. گاهی هم کاشی می ساختیم و عده ای هم آجر تولید می کردند.

همه این ها را با چرخ تولید می کردید؟

بله همه ی این کارها را با چرخ کوزه گری تولید می کردیم، حتی خمره و طغارهای بزرگ، ولی کاشی و آجر را با قالب می زدیم. در قدیم همه ی کارها را با دست می کردیم ولی اکنون اکثراً برقی شده.

محل این کارگاه های کوزه گری وکوره ها در کجا قرار داشت؟

در خانه ی کوزه گرها، هم کارگاه و هم کوره بود. یعنی بخشی از منزلشان به خصوص حیاطشان را به شغلشان اختصاص می دادند. در واقع تمام کار و زندگیمان در منزلمان بود.

تولیدات خود را چگونه به فروش می رساندید؟

بعضی از آن ها را در گاله (گاله چیزی که از پشم و موی بزمی بافته اند، به شکل مکعب مستطیل که یک ضلع افقی نداشته و بر روی چهارپا قرار می داده اند) می کردیم  و بر روی چهار پا گذاشته و در محلات می گرداندیدم و می فروختیم، بعضی از مغازه دارها و مردم هم که خود سفارش می دادند و بعد پی سفارش خود می آمدند، بعضی از ظروف را هم به چهارشنبه بازار در سر میدان خیرات می بردیم و می فروختیم.

در قدیم از چه چیزی برای سوخت کوره استفاده می کردید؟

از خیلی چیزها، از کاه عدس، کاه نخود، هیزم، مدفوع گاو (تپاله)، پوست آخورک (اهلوک)، چوب خشخاش و غیره و در این اواخر هم از نفت سفید که در آن موقع لیتری ۲ ریال قیمت داشت.

خارج از شهر کازرون هم مشتری داشتید؟

بله، زیاد، از نورآباد، بوشهر، بندرهای جنوبی، فراشبند و روستاهای اطراف کازرون، هم سفارش می گرفتیم و هم مشتری گذری داشتیم. آن موقع کارهایمان را صادر می کردیم ولی حالا چه؟! فقط واردکننده شده ایم.

لعاب را چگونه درست می کردید؟

از شیشه های شکسته و چینی و بُلور که اکثر آن ها را از کوچه های محلات و از خانه های مردم می خریدیم. شیشه ها را ابتدا می کوفتیم و سپس آسک می کردیم تا پودر شود (خاک سیلیس) و بعد با حرارت آبشان می کردیم و با خاک زُدو (شیره خشک شده درختچه بادام کوهی و بَن) مخلوط می کردیم تا چسبناک شود. برای رنگ لعاب هم از جوهرها استفاده می کردیم. جوهرهای ما عبارت بودند: مَنگ مس (زنگ مس یا زباله مس) که آبی رنگ بود، خاک آهن (زنگ آهن) که زرد رنگ بود و از ترکیب این دو، رنگ سبز به دست می آوردیم و بعد ظرف ها را لعاب می دادیم و در کوره می گذاشتیم.

در آن زمان ها آیا کارهای خام (کوره نرفته) هم به بازار ارائه می دادید؟

خیلی کم، ظرفی می ساختیم به نام کَلَک، ظرفی بود مانند حصین که بدون آن که در کوره بگذاریم به بازار می دادیم، مردم در زمستان ها در آن آتش می کردند و به درون اتاق های خود می بردند. ظرف هایی هم که قرار بود بر روی آتش قرار گیرند کمتر حرارت کوره می دادیم. در قدیم کارهای خام مشتری چندانی نداشت، برعکس این ایام که زیاد طرف دار دارد و اکثر کارهای بازار هم خام است.

استاد می شود از چند کوزه گر معروف آن زمان که کارشان بهتر از دیگران بود نام ببرید؟

بله. اول بگویم که استادکاران قدیم و بخصوص آن ها که کارشان بهتر بود اسم خود را با چیزی مثل مهر در زیر کارهایشان نقش می زدند تا مردم بدانند که سفال کار کیست. استادکارانی چون استاد محمد حسین فخار، استاد جلیل نمازی، استاد حاج محمدعلی نمازی فرد و چند تن دیگر کارشان از بقیه بهتر و مشهورتر بود.

جناب نمازی لطفاً نام وسایلی را که با آن کار می کردید بیان کنید؟

چرخ کوزه گری که با ضرب پا حرکت می کرد- کار تراش که با آن گِل ها را پاک و نقش و شکل می دادیم- قالب- حصین آب پای دستگاه که مرتب در هنگام کار دستمان را در آب آن می زدیم- چوب سر قلیانی که سر قلیان را بر روی آن درست می کردیم- سوزن سرقلیان بر- بند سفال بری- تَمرگل کوبی (چوبی که با آن گِل ها را نرم می کرده اند)- تیشه- بیل- بیلچه- غربال- الک و خاکستر و …

برایمان از چرخ کوزه گری بگویید.

چرخ را نجارهای کازرونی از چوب درختی درست می کردند و بعضی از قسمت های آن به این نام ها هستند: چوب دایره ای زیرپا که با پا به آن ضربه می زدیم را تَمن می گویند- میله چوبی بین تَمن و سطح زیردست را شمعک می گویند- چیزی که قالب را  بر روی آن می گذاشتیم سه پنج می گفتیم، که آهنگرها می ساختند و قسمت بالایی چرخ که سه پنج بر روی آن قرار می گرفت قُلفک نام داشت.

چند اصطلاح کاری خود را در قدیم بگویید.

شُل کردن خاک- چانه کردن خمیر- هوا دادن- کارتراش کردن و …

استاد برخی کُلوک ها را دیده ایم که مثلاً به کُلوک عسلی معروف هستند آیا این ظرف از ابتدا مخصوص عسل درست می­شده؟

(با خنده) عجب سؤالات جالبی. خیلی ها این جا آمده اند و سؤالاتی کرده و رفته اند ولی هیچ کدام این گونه با دقت از این سؤالات نپرسیده اند که شما می پرسید. در واقع پرسش های شما بسیار عمیق و پرمحتوا است. خیر ما ظرف را می ساختیم و بعد خود مردم آن ها را به کُلوک ترشی و سرکه- کُلوک شیره خرما و انگور- کُلوک نمکی- کُلوک روغن حیوانی و عسل و غیره تبدیل می کردند، مانندظرف های امروزی.

استاد آیا شاگردانی هم تربیت کرده اید؟

بله. شاگردی داشتم که اکنون معلم است. چند شاگرد تربیت کرده ام از جمله چند خانم دانشجو که اکنون در تبریزکار می کنند. نامه ای از استانداری فارس دارم متعلق به ۲۱ سال پیش که نوشته اند: آقای نمازی لطفاً هر کس را که معرفی کردیم، به او آموزش سفال سازی بدهید.

جناب استاد نمازی ضمن تشکر از شما که با حوصله به تک تک سؤالات ما پاسخ گفتید. اعضای هفته نامه بیشاپور هم امیدوارند که مشکلات شما برطرف گردد و ما شاهد همکاری مسوولین با شما باشیم و  تولیدات شما در سطح شهرتان و دیگر جاها عرضه شود.

تهیه و تنظیم: سید روح اله لقمانی

Popularity: 20%

مطالب مرتبط

ارسال خبر به دیگران
دسته بندی ها: تیتر اصلی , فرهنگی , گفت وگو
زمینه ها: , ,
تعداد بازدید: 126 بازدید
لینک این مطلب: http://www.bishapour.org/lead/1179.html

نظر خود را بنویسید