ویژه نامه انقلاب – شنبه خونین کازرون
کد مطلب: 1167 | تاریخ ارسال: ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ | نویسنده: سرویس تاریخ |
گستردگی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ با شروع ماه محرم وارد مرحلهی جدیدتری شد. حکومت شاه در یک دوراهی قرار گرفته بود. از سویی همانند سنت گذشته و برای گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان کربلا، مردم گرد هم میآمدند و برنامههای عزاداری را دنبال میکردند و از سویی حکومت شاه نمیتوانست با عزاداری ماه محرم مخالفت کند. لذا در این حین حکومت شاه در یک عقبنشینی ضمن آنکه ساعت منع رفت و آمد- برای شهرهایی که دارای حکومت نظامی بودند -برای عزاداری مردم تغییر داد بلکه دو روز تاسوعا و عاشورای حسینی را در سراسر کشور آزاد گذاشت و از مأمورین حکومتی خواست تجمعات مردم را نادیده بگیرند و در عزاداری مردم دخالتی نکنند.
همانگونه که انتظار میرفت مردم انقلابی ماه محرم را فرصت مناسبی برای آشکار کردن هر چه بیشتر ضدیت و مخالفت با حکومت شاه قلمداد میکردند و به همین جهت محرم به علت گستردگی راهپیماییها، حکومت شاه را متزلزلتر ساخت.
کازرون که از همان اوان شروع انقلاب، خیزش انقلابی مردم را در پی داشت و برپا شدن حکومت نظامی هم نتوانسته بود به روحیه انقلابی آنان خدشه وارد کند، با فرارسیدن محرم سال ۵۷ و با سردادن شعار اللهاکبر بر پشتبامها مرحلهی دیگر از تاریخ انقلابی شهر را آغاز نمود.سر دادن شعار »اللهاکبر« بر پشتبامهای کازرون موجب شد که مأمورین حکومتی نتوانند به آسانی به انقلابیون دست پیدا کنند. بدین ترتیب با اتخاذ این رویکرد همراه با تجمعات خیابانی زودهنگام، تاکتیکی پی ریخته شد که تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه یافت.
با وجود این، روز تاسوعا و عاشورای ماه محرم سال ۵۷ را میتوان نقطه عطفی از تجلی ضدیت و مخالفت مردم این سامان علیه حکومت شاه دانست. هر چند در ابتدای ماه محرم و در عزاداری این ماه نوحهها و شعارهای مذهبی، محتوایی سیاسی داشتند اما در روز تاسوعا و عاشورا شعارهای دینی به طور کامل به شعارهای سیاسی تبدیل شد.
شعارهایی همچون:
زیر بار ستم نمیکنیم زندگی - سرنگون میکنیم حکومت پهلوی
قیام و انقلاب ما حسینی است – حسین این دور و زمان خمینی است
عزاداری ماه محرم در این دو روز هنگامی بیشتر رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت که بانوان کازرون که تا آن موقع اغلب بر پشت بامها علیه حکومت شاه شعار میدادند، در این ماه در صفوف تظاهرکنندگان شرکت کردند و این حضور تا پیروزی انقلاب همچنان تداوم یافت.
همانطور که پیشبینی میشد پس از تاسوعا و عاشورای حسینی برخورد مأمورین حکومتی نسبت به راهپیمایان و تظاهرکنندگان شدت بیشتری بخود گرفت. دولت نظامی ازهاری که شدت اعتراضات مردمی را برای خود غیرقابل تصور میپنداشت به ایجاد رعب و وحشت بیشتر و نیز افزایش سرکوب روی آورد. از این پس مأمورین حکومتی در تمامی شهرها و به ویژه شهرهایی که در آن حکومت نظامی برپا شده بود درصدد مقابله با مردم برآمدند. چنانکه ازهاری در یک واکنش تند از مردم خواست که دست از اعتصابات و راهپیماییها بردارند که در غیر این صورت عاقبت بدی در انتظار آنها خواهد بود.
با این حال پیرو سفارشات رهبر و پیشوای انقلاب، مردم نه تنها از حرکت انقلابی خود باز نایستادند بلکه روز به روز شتاب آن را افزونتر میساختند. این امر بر حکومت نظامی ازهاری گران آمد و بدین گونه بود که مردم آماج گلولههای آتشین شدند.
کازرون به عنوان یک شهر مذهبی و متعصب و نیز یکی از یازده شهر دارای حکومت نظامی، در این زمان نیز فعال و پویا بود. این نهضت مردمی سرانجام موجب شد که مأمورین حکومتی خشم خود را بار دیگر به این مردم نشان دهند و چنین بود که شنبهی خونین کازرون در تاریخ این شهر به ثبت رسید.
در این زمان یعنی شنبه ۹ دی ماه ۱۳۵۷ از همان اوان صبح مردم به کوچه و خیابان ریختند و با تجمع در محلات مختلف به شعارهای ضد حکومتی پرداختند. در همان اوان صبح خیابانهای شهر با به آتش کشیدن لاستیکهای کهنه برای جلوگیری از تردد کامیون و تانکهای نظامیان جلوهای دیگر به خود گرفته بود.صدای شلیک گلولهها یک آن قطع نمیشد.
در همان ابتدا شهید عبدالحسین خدیو که نوجوانی بیش نبود مورد اصابت گلوله قرار گرفت. مردم با زحمت بسیار توانستند جسد او را از صحنه خارج سازند تا بدست مأمورین نیفتد. کازرونیها که تا یک روز پیش در راهپیماییهای خود نظامیان را با گل پذیرایی میکردند، با شهادت خدیو متوجه شدند که امروز نظامیان قصد دیگری دارند.
جسد شهید عبدالحسین خدیو بر روی دست مردم قرار گرفت. از آنجا که کنترل خیابانها در دست نظامیان بود مردم کوچه به کوچه جسد را حمل میکردند و با خشم فریاد برمیآوردند که: »مردم به ما ملحق شوید- شهید راه حق شوید«. این شعار لحظهای قطع نمیشد. جمعیت هر لحظه بر تشییعکنندگان بیشتر و بیشتر میشد.
تشییعکنندگان پس از حرکت در کوچههای محلهی مصلی، جسد را از طریق کوچهها به سوی گلزار شهدای سیدمحمد به حرکت درآوردند. اما نظامیان در چهارراه انقلاب با گستردگی خاصی در کمین نشسته بودند. ناچار مردم در کوچهها به حر کت درآمدند. اما نظامیان بر آنها آتش گشودند.
گشودن آتش، جمعیت را متفرق ساخت و در این حین جسد شهید خدیو که بر روی چند تکه چوب قرار داشت به زمین افتاد. برخی از جوانان به سوی جسد آمدند تا آن را از تیررس نظامیان خارج سازند. در این حال جوانی دیگر بنام صدرا… شیخیان مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در همان جا به شهادت رسید. این منظره برای مردم انقلابی بسیار دردناک بود. دو شهید در کنار هم به خاک و خون غلطیده بودند و مردم نظارهگر این صحنه بودند. در این میان بانوی میانسالی به حرکت درآمد تا به زعم خود بتواند شهید شیخیان را نجات دهد. اما این بانو نیز مورداصابت گلوله قرار گرفت و به خیل شهیدان پیوست.
با شهادت شهید بانوبرنجی مردم با خشم فراوان بسوی نظامیان حملهور شدند. آنها توانستند اجساد رابرداشته و به خانههای همجوار انتقال دهند. در این میان عدهای نیز زخمی و مجروح گردیدند.
در این روز در قسمتهای دیگری از شهر نظیر این صحنهها اتفاق افتاد.هر چند کسی شهید نشد اما عدهای مجروح شدند. غروب این روزکازرون در بهت و حیرت به سر میبرد. مردم خشمگین و دست از جان شسته حتی یک لحظه هم از پای ننشستند. شب آن روز بار دیگر مردم خواب را از چشم مأمورین نظامی ربودند تا آنجا که تا صبح روز بعد صدای گلولههای نظامیان قطع نشد.
بدینسان نهضت مردم کازرون روز بعد نیز با اعتراض و انزجار تمام نسبت به اقدامات و کشتار روز گذشته شهر ادامه یافت. این اعتراض که با شعار »میکشیم، میکشیم آنکه بردارم کشت« همراه بود بار دیگر کازرون را به صحنهی مبارزاتی مردم مبدل ساخت. در نتیجه اوضاع برای مأمورین نظامی در این روز بسیار آشفته شد زیرا روستائیان کازرون نیز در این روز نسبت به کشتار مردم بیدفاع شهر کازرون دست به اعتصاب و تظاهرات زدند که در این میان دو جوان بنامهای قائدی و اسکندری به جمع شهیدان انقلاب پیوستند و چندین نفر هم مجروح شدند.
خروش مردم کازرون هر چند که در روزهای ۹ و ۱۰ به خون آغشته گردید، با این حال مردم این سامان در بیعت با رهبری نهضت و آرمانهای انقلابی تا روز پیروزی انقلاب یعنی ۲۲ بهمن ۵۷ همچنان راسخ و استوار به حرکت خود ادامه دادند.
Popularity: 24%
مطالب مرتبط
شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ / Saturday, Sep 04, 2010
آخرین بروز رسانی: ۸ شهریور ۱۳۸۹
[اخبار امروز: 0]
