امروز چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ / Wednesday, Feb 08, 2012 آخرین بروز رسانی آخرین بروز رسانی: ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ [اخبار امروز: 0]

دردم از یار است و درمان نیز هم / به بهانه انتقال یک میلیارد بودجه مرکز تحقیقات پریشان به شیراز

دردم از یار است و درمان نیز هم / به بهانه انتقال یک میلیارد بودجه مرکز تحقیقات پریشان به شیراز

کد مطلب: 2088 | تاریخ ارسال: ۲۵ تیر ۱۳۸۹ | نویسنده: | چا پ  مطلب

در وانفسای تغییرات نا متعارف مدیریت در سطح شهرستان و در اثنای روزهای پرتنشی که همگان شاهد آن بودیم ، خبر تاسف بر انگیز انتقال بودجه یک میلیاردی مرکز تحقیقات محیط زیست پریشان به شیراز بسیار مسکوت و مهجور ماند و از پس صدها ظلم و ستمی که در چند سال اخیر بر پریشان رفت این نیز تیر خلاصی بود بر پیکره ی نحیف و رنجور این تالاب با ارزش و عجبا که نه فریادی از کسی بر آمد و نه خم به ابروی مسئولی افتاد . شاید برای پریشان رنج کشیده از جفای روزگار این گونه بی مهری ها و بی وفایی ها دیگر به یک عادت تبدیل شده باشد و این بیمار زبان بسته ی زخم خورده چه کار از دستش بر می آید که انجام دهد ؟ مگر روزی که صد ها چاه و تلمبه خون آشام را به جانش انداختند جز سکوت و تحمل درد کاری از دستش بر می آمد؟ مگر آن روزهای سختی که تیغ های آهنین ماشین های راهسازی پیکرش را خراشیدند و چشمه هایش را کور نمودند توانست از خود دفاع بکند ؟ و یا آنگاه که بر دامنش آتش خود خواهی افکندند و جسمش را سوزاندند و خاکستر کردند توانست راه نجاتی بیابد ؟
آری اینها همه مزد آن روزهای درخشانیست که پریشان زیبا یی چشم نواز و خیره کننده خویش را بی هیچ چشم داشتی نثار قدوم هر رهگذری می نمود و به خانه ی دلهایمان نوری از عشق و صفا می تاباند .
آری خیلی زود یادمان رفته آن روزهای زیبا و دل انگیز بهاری را که چگونه شادمان و خرامان می آمدیم و بازی و رقص زیبای باد و آب را از فراز تپه های مشرف بر پریشان به نظاره می نشستیم و از دیدن منظره ی ناب پیوند دشتی از شقایق ها با گندمزارهای اطرافش سر مست می شدیم . براستی بر دیوار خانه ی کدامیک از ما قابی از روزهای خاطره انگیز پریشان به یادگار نمانده است ؟ کدامیک از ما لذّت خوردن یک عصرانه دلچسب را در یک بعد از ظهر لطیف بهاری در کنار این زیبای خفته تجربه ننموده ایم ؟ خوب یادمان بیاید که چگونه بوی عطر دیوانه کننده ی ماهی بریان شده اصیل پریشان فضای خانه هایمان را عطر آگین می نمود و اکنون دیگر هیچ ………….. این است مزد آن همه محبت و وفاداری ؟
آری امروز پریشان خشکیده و به بیابانی برهوت تبدیل شده ، پس چه باک که پیکرش را به پیست اتومبیل رانی تبدیل کنیم و نیزار هایش را بسوزانیم و …………….. اکنون نیز تنها روزنه ی امیدی که می توانست نجات بخش پریشان از بحران کنونی اش باشد را براحتی از ما می ستانند و کک هیچکس هم گزیده نمی شود و هیچ مسئولی جوابگوی این مسئله نیست . براستی متولی این امر کیست ؟ چه کسی باید جوابگو باشد و از حق طبیعی این تالاب دفاع کند ؟ مسئولین سازمان محیط زیست یا منابع طبیعی ؟ ( که البته هیچ امیدی به ایشان نیست ) فرمانداری بلاتکلیف یا امام جمعه شهرستان ؟ یا نماینده ی مردم در مجلس شورای اسلامی؟
سوالی که همیشه مطرح بوده و هست این است که چرا باید نگاه مسئولین ما به مسائل زیست محیطی یک نگاه درجه آخری باشد ؟ آیا ارزش وجودی این تالاب در حیات اقتصادی شهرستان بخصوص مردم ساکن در روستاهای اطرافش کم می باشد ؟ امروز اهالی روستاهای اطراف پریشان بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ به اهمیت وجود این دریاچه در زندگی شان پی برده اند و بخوبی اثرات زیان بار ناشی از خشکیدن این تالاب را احساس می کنند . کاهش سطح و کیفیت تولیدات کشاورزی و از دست رفتن فرصت های شغلی بسیار تنها گوشه ای از این نتایج اسف بار است که گریبان گیر مردم منطقه شده است و باید اذعان نمود که این دریاچه و مردم اطرافش امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه می باشند .
آنچه مشخص است در این مقطع حساس که شهرستان با بحران مدیریتی شدید روبروگردیده و فرماندار به عنوان بلندپایه ترین نهاد اجرایی شهرستان وضعیتی نامشخص یافته است نقش دهقان ناصرآبادی بعنوان نماینده شهرستان در مجلس شورای اسلامی در این زمینه بسیار پررنگ تر شده و بار مسوولیت پیگیری این موضوع مهم بدوش وی می باشد و ایشان قطعاً می تواند از طریق گفتگو و تعامل با مسوولین رده بالای سازمان محیط زیست و شرح وضعیت فعلی و بحرانی تالاب نسبت به تغییر رای و نظر سازمان محیط زیست اقدام نماید.

Popularity: 1%

مطالب مرتبط

ارسال خبر به دیگران
دسته بندی ها: شماره 217 -مورخ 89/4/21 , محیط زیست , مقالات
زمینه ها:
تعداد بازدید: 103 بازدید
لینک این مطلب: http://www.bishapour.org/environment/2088.html

نظر خود را بنویسید