امروز سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ / Tuesday, Feb 07, 2012 آخرین بروز رسانی آخرین بروز رسانی: ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ [اخبار امروز: 0]

یک فاصله  ی چند هزار کیلومتری

یک فاصله ی چند هزار کیلومتری

کد مطلب: 2380 | تاریخ ارسال: ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ | نویسنده: | چا پ  مطلب

پرسشِ اول آنجا مطرح می شود که اگر یک گردشگر، مسافر و یا حتی یک شهروند کازرونی بخواهد گشتی در سطح شهر بزند کدام میدان، کدام نام خیابان و یا کدام نمای شهری به او می گوید وارد شهری شده است که قدمتی ۱۸هزار ساله دارد، شهری که روزگاری مرکز سیاسی ساسانیان بود و زمانی نیز سلمان فارسی را در دامان خود پروراند؛ شهری که می گویند عطر نرگسش مست کننده است و خون انار گاوکشکش رنگین تر از انار ساوه که نباشد، کم رنگ تر از آن هم نیست.
اینها اما مُشتی ادعا هستند. ادعاهایی بدون تابلو و بدون نام و نشانی. در جوامعی با مدیریتی مطلوب، معمول آن است که این ادعاها به هر تعداد هم که باشند یا نامی از خود بر کوی و گذری می گذارند و یا تندیس و اِلمانی را در پیشانی خیابان ها به خود اختصاص می دهند. اگر مدعی هستند بافت تاریخی دارند، این بافت را در قاب به قاب دریچه ها و در رج به رج خشت های دیوارهایشان پیاده می کنند. اینگونه شاید هم خودشناسی ریشه دارتری را به مردمانشان هدیه کنند و هم ذهن پرسش گر عابرین را با پاسخ های مناسبی روبرو کنند. اما شاید بتوان گفت نگاهی به فضای شهری امروز کازرون، ما را متوجه فاصله¬ی زیاد وضعیت موجود با آنچه از یک مدیریت مطلوب انتظار می رود مواجه نماید. فضاهایی آشفته به لحاظ ریتم فرهنگی؛ فضاهایی که مشخصاً هم در نامگذاری معابر و کوچه هایش عجله شده و هم در خلق آثار و تندیس هایش، رخوتی انکارناپذیر صورت پذیرفته است. اگر از چند مورد انگشت شمار گذر کنیم، به گواه های متعددی آن هم در میان ده ها میدان و خیابانی برخواهیم خورد که علیرغم دارا بودن فضاهایی مناسب برای ایجاد یک «دیالوگ فرهنگی» میان«فرهنگ کازرون» و «عموم مردمش »از طریق خلق تندیسها و اِلمانها، تنها تخم چمن پاشیدهِ شده و سبزهِ پشت سبزه درآمده است.
بی توجهی و یا شاید کم توجهی ما به این دست از مسائل نمودهای قابل توجهی را در سطح در و دیوار شهر از خود بجای گذاشته است. یک نمونه ی آن هم غفلت قابل تأمل ما در شناخت و معرفی مشاهیر شهرمان از طریق ساخت تندیس هایشان است. و چه چیز سخت تر از آنکه تندیس میرزا صالح کازرونی، پدر روزنامه نگاری ایران که از خاک این دیار برخاست، زینت بخش میدانی در لندن می شود و در عوض هیچ یک از میادین و گذرهای ما نه تنها تندیسی از هیچ یک از مشاهیرمان ندارد، بلکه اگر پولی هم برای ساخت مجسمه و تندیس باشد، صرف خرید شیرهایی می شود که هنوز سنخیت آنها با فضای فرهنگی کازرون مشخص نشده است. شیرهایی که حداقل می شد بجای آنها مجسمه هایی از گوزن زرد ایرانی که در منطقه میان کتل موجود است و یا شِنگ که از گونه های جانوری دریاچه پریشان محسوب شده، نصب شود.
از دیگر سو اما برخی فعالیت های تازه در سطح شهر کازرون و اخباری که از طریق مقامات رسمی منتشر می-شود، حاکی از تغییر و یا شاید اصلاح نگرش مدیریتی نسبت به نمادها و اِلمان های شهری باشد. شروع عملیات نصب یک المان از دولچه، شروع مطالعات برای تغییرات فرهنگی در جداره بیرونی خیابان محمدی، شروع عملیات ساخت مجسمه هایی از پلیکان در ابتدای بلوار پریشان و سایر فعالیت هایی از این دست، حاکی از آن است که مدیریت شهری کازرون، دست به اصلاحاتی در سیاست گذاری های خود در رابطه با چهره ی شهر زده است. سیاست هایی که این بار می خواهد فرهنگ را چاشنی خیابان ها و میادین نماید. این اما افق مناسبی است. دیدگاهی که اگر به درستی پرداخت شده و به نیکی نهادینه شود، می تواند تبعات بلندمدت مثبتی برای شهر و شهروندانش در پی داشته باشد.
در این میان اما توجه به برخی نکات جهت پیشگیری از تکرار مکررات و خودداری از رفتن به بی راهه و کج راهه بسیار حائز اهمیت می نماید. بی تردید اگر لزوم توجه به این دست از مسائل به صورت ریشه ای در میان مدیران شهرداری و شورانشینان ریشه دوانده باشد، می تواند منجر به ایجاد ساز و کاری شود که حتی پس از پایان تصدیشان نیز تداوم یابد. تجربه نشان داده معمولاً تصمیم گیری ها در خصوص ساخت و نصب المان ها یا تغییر در نماهای شهری عموماً سلیقگی بوده و بیشتر تابعی از سلیقه های شخصی اعضا شورای شهر، شهردار و یا گروهی پراکنده از معتمدینشان صورت می پذیرد. پروسه ای که بی تردید به دلیل عدم تکیه بر بنیانی علمی و هنری می تواند علاوه بر اتلاف سرمایه موجب خلق آثاری شود که نتواند ارتباط مناسبی را با مخاطب برقرار نماید. بدیهی است در چنین شرایطی، بررسی، شناخت و انتخاب تیمی تخصصی متشکل از هنرمندان، پژوهشگران و اهالی فرهنگ و ادب که بتواند ضمن بررسی نیازها هم راهکارهای مقتضی را پیشنهاد داده و هم طرح های ارائه شده از سوی دیگران را به درستی آنالیز نمایند، می تواند وضعیت موجود را به سرانجام مطلوب تری سوق دهد. متولیانِ چنین مسائلی در سطح شهر و شهرستان به خوبی می دانند، حرکت به سمت چنین فضایی حاصل نمی شود، مگر با ایجاد یک ساختار شفاف و مبتنی بر دانشِ تخصصی که بتواند حداقل نقش مشاور را ایفا نماید.
این گروه بی تردید می تواند در مسائلی همچون شناخت نیازهای فرهنگی در سطح شهر، مشاوره در جهت دهی به فعالیت های عمرانی شهر منطبق بر نیازهای فرهنگی، نامگذاری میادین و خیابان ها و کوچه ها، مشاوره در طراحی و ساخت تندیس ها و اِلمان های مورد نیاز در فضاهای شهری و سایر مسائلی از این دست فعالیت نماید.
******
پرونده ای که پیش روی شما گشوده شده است، در واقع میزگردی است از آرا و نظرهای مختلف که سعی شده حتی المقدور از دریچه های متفاوتی به این دست از مسائل نگاه کند. شاید بهانه ای شود برای پیوند نزدیک تر کارشناسان و اصحاب فرهنگ و هنر با مسوولینی که متولی چنین اموری در شهر و شهرستان هستند.
شاید این پرسش بتواند شروع خوبی باشد: به واقع چه تفکری در میان مدیران شهر لندن باعث شد فاصله ی چند هزار کیلومتری لندن تا کازرون را نادیده گرفته و تندیسی از یک روزنامه نگار کازرونی را در یکی از میادین خود نصب کنند؟

Popularity: 1%

مطالب مرتبط

ارسال خبر به دیگران
دسته بندی ها: شماره 222-مورخ 89/05/25 , شهرستان , مقالات
زمینه ها:
تعداد بازدید: 107 بازدید
لینک این مطلب: http://www.bishapour.org/city/2380.html

نظر خود را بنویسید