امروز سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ / Tuesday, Feb 07, 2012 آخرین بروز رسانی آخرین بروز رسانی: ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ [اخبار امروز: 0]

فرهنگ مهندسی و مهندسی فرهنگی

فرهنگ مهندسی و مهندسی فرهنگی

کد مطلب: 2379 | تاریخ ارسال: ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ | نویسنده: | چا پ  مطلب

اگر بخواهم از ابتدای بحث، به حرف آخر اشاره کنم و شما مخاطب گرامی را از خواندن مابقی متن ذیل معاف نمایم، باید عرض کنم ارتقاء معماری و ساخت و ساز در کازرون به چشم اندازی که شایسته‌ی مکانت فرهنگی و تاریخی این شهر است مستلزم بکارگیری مهندسی فرهنگی در مدیریت شهر و رشد فرهنگ مهندسی در میان صنف مهندسان و در بین مردم است. حرکت به سوی این چشم انداز چندیست آغاز شده است اما بسته به میزان بهره‌مندی مسؤولین و مدیران شهر از این نظرگاه، سرعت سیر به سمت و سوی این مقصد قابل افزایش می باشد. بنده نیز به عنوان عضو کمینه ای از جمع مهندسان شهرستان کازرون سعی می‌نمایم در مطلبی که در پی می‌آید ضمن بازتعریفی که از وضعیت موجود معماری و نمادهای شهری امروز این اقلیم خواهم داد، پیشنهادها و راهکارهایی برای حرکت به سمت ارتقاء فرهنگ مهندسی و مهندسی فرهنگی در کازرون ارائه نمایم:

معماری و نمای ساختمان:
سیمای شهر یا منظر شهر تمام آن چیزی است که در سطوح عمودی و افقی شهر مشاهده می شود و با احساسات و عواطف و افکار ناشی از این مشاهده، قرین می شود و همین جا باید اشاره کرد که عمل مشاهده و تأثیر پذیری مثبت یا منفی از نما؛ مسرور شدن یا کسل شدن از منظر شهر، عمدتا به صورت نا خود آگاه صورت می پذیرد و شکل بیرونی ساختماها ارتباطی کامل دارد با تعادل روانی ساکنین هر منطقه و بد نیست این موضوع به صورت مصداقی (در مورد شهر کازرون) مورد مطالعه و پژوهش روانکاوان بومی قرار گیرد .
نقشه معماری داخل ساختمان: شاید بهترین نقشه های معماری اجرا شده در شهر کازرون طی ده سال اخیر مربوط شود به نقشه های ترسیم شده توسط مهندسان معمار جوان. اما این واقعیت، اجتناب ناپذیر است که نقشه های مذکور انگشت شماراند و مهندسین معمار ، طی یک فرآیند زمانی نه چندان طولانی بعضا به خاطر خواسته‌های غیر مهندسی برخی مالکان، همچنین صعوبت تهیه و ارائه‌ی طرح های بکر و هنری معماری یا اقتصادی نبودن این کار، دچار روزمرگی و تولید نقشه های کاسب کارانه می شوند و به خیل عظیم نقشه کش های معمولی -یعنی همان گروهی که بیشترین تولید نقشه را طی سا لهای اخیر داشته اند- می پیوندند.ای کاش هر مهندس معمار ، همان لحظه که یک نقشه را اتود می زند آگاه باشد که مولکول به مولکول خطوط نقشه اش روزی خشت به خشت بر هم سوار می شوند و با روح و جسم ساکنان ساختمانی که در آن سکونت دارند سرشته خواهد شد و در فرهنگ پدر و مادر و فرزندان یک خانواده نقش مؤثر ایفا می کند. طراحی معماری یک منزل و آپارتمان مسکونی ، ترسیم نقشه فرهنگ پنجاه ساله یک خانواده است این را فراموش نکنیم.
نمای بیرونی ساختمان: به زعم نگارنده، محوری ترین بحث معماری در همه شهر ها و کشور ها ، بحث نمای ساختمان ها و در پی آن، نما و سیمای شهر است چرا که از یک طرف دارای نمودی اجتماعی است واز طرفی بیانگر روحیه و سلیقه مالکین ساختمانها است. نمای یک ساختمان بایستی با خلق یک کلیت هماهنگ، هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد هم حجم داخلی ساختمان را بیان نماید. با کمال تأسف باید اقرار کرد – در شهر کازرون – نه زبان مشترکی بین نما ها وجود دارد و نه فرهنگ مشترکی را می توان از آن استخراج کرد، نه مصالح یکسانی را به کار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال می‌کنند. در واقع نمای ساختمان ها در شهر ها، نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش وی به مسائل مختلف است. موضوعی که بر این ناهماهنگی ها می افزاید ارتفاع متغیر ساختمانها (بسته به میزان عمق و تو رفتگی ساختمان) در یک راسته کوچه یا خیابان است که شدیدا نظام عمودی ساختمانها را به هم ریخته و نازیبا کرده است و لازم است این قانون توسط شهرداری هر چه سریعتر اصلاح شود. گر چه این پدیده ها، به بسیاری از شهر های ایران قابل تعمیم است اما در حال حاضر، کانون بحث ما کازرون است یعنی همان شهری که هزار و هفتصد و شصت سال پیش ، در پرده ی گوش هایش، هارمونی شهر بیشاپور نواخته شد.
ضوابظ و مقررات مصوب نماسازی: طبق ضوابط و مقررات نمای شهر مصوب ۲۸ آبان ۱۳۶۹ شورای عالی و شهر سازی و معماری بند ۳: «در کلیه شهر های دارای طرح جامع و تفصیلی و هادی و شهرک سازی ،لازم است ظرف مدت ۶ ماه از این تاریخ، ضوابط و مشخصات نماسازی هماهنگ ، تهیه شده و به تصویب مراجع تصویب کننده طرح ها برسد». معاونت شهرسازی و معماری شهرداری تهران این مصوبه را به صورت جامع از سال گذشته به همه‌ی شهرداری‌های ۲۲ گانه اش ابلاغ کرده است. مقرر گردیده است در صورت عدم تطابق نمای ساختمانهای در حال ساخت، با آنچه در دستور العمل آمده، پایان کار برای ساختمان ها صادر نشود. در بخش هایی از این دستور العمل ۱۵ بندی ، بر اجرای خر پشته در هماهنگی با نمای ساختمان/ اجرای اجباری نمای سطوح اصلی و جانبی(ساختمان های دو یا سه نبش یا چهاروجهی )/ طراحی و تاکید بر فضای ورودی ساختمان، متناسب با سایر اجزای نما/ طراحی اتصال مصالح به سازه ساختمان/ طراحی آب چکان، قرنیز بام و کف پنجره ها در جهت جلو گیری از لغزش آب باران روی سطح نما و این که نمای ساختمان ساخته شده باید حد اقل با دو ساختمان مجاور آن هماهنگ باشد، تاکید شده است. این مقررات البته در مورد نمای هماهنگ مغازه ها و فروشگاهها هم معتبر است و ای بسا نمای مغازه ها و فروشگاهها بواسطه کثرتشان سهم بالاتری در تأثیر گذاری بر منظر و نمای نقاط پر تردد شهر داشته باشند. پر واضح است کنترل نمای ساختمان در شهر کوچکی مثل کازرون از کلان شهری چون تهران ساده تر است. پس تقاضای مؤکد صاحب این قلم از متصدیان امر شهرداری و شورای شهر این است که عزم خود را برای تدوین و ابلاغ ضوابط و مقررات نمای شهر به مالکین و پیمانکاران و دفتر نظام مهندسی جزم نمایند. این تنها راه و تازه شروع راهی است که به برون رفت از معضل ناهنجار آشفتگی نمای ساختمان های شهر خواهد انجامید.
پیشنهاد ۱: اولین قدم شهرداری پس از انتخاب چند کارشناس خبره برای پیگیری معضلات نمای شهر، می تواند منطقه بندی (zonation) شهر با نماهای متفاوت باشد. این منطقه بندی هم به لحاظ مکانی و هم به لحاظ جنس مصالح مورد استفاده متنوع خواهد بود. تهیه چند نمونه نقشه نمای معماری برای هر نقطه و محدود کردن مصالح نما برای هر منطقه، موجبات سهولت کار مالکین و ناظرین شهرداری را فراهم خواهد کرد.

پیشنهاد ۲: تمام هم و غم جامعه مهندسی معماری کشور این است که مردم و مسؤولین را در فهم این اصل شریک کند که ساختمان ها جزئی از فرهنگ و تاریخ و بل تمدن یک ملت محسوب می شوند، پس باید با آنها برخورد فرهنگی و هنری داشت نه برخوردی صرفا کاربردی و کاسبکارانه. بیش از ۵ سال است که تعدادی از فرهنگ دوستان مقیم وخارج از کازرون به صورت شفاهی و در یک مورد در قالب یک مقاله مفصل، حساسیت خود را در مورد معماری و نمای ساختمانهای مجاور خیابان محمدی و بواسحاق مطرح کرده اند. مسیر یاد شده بافتی فرسوده و قدیمی است که مکانهای مذهبی وسنتی بی بدیلی را در خود جمع کرده است .مسجد رستگار، مسجد سید محمد کاشی، مسجد زید، گرمابه، دبیرستان بواسحاق و نهایتا سید محمد نور بخش که همگی کارکردی مذهبی و آموزشی و سنتی دارند. زمانی که این طرح مطرح شد هنوز هیچ نمایی اجرا نشده بود ومسیر مذکور یک طرح ونمای سنتی–اسلامی را به شدت طلب می کرد. امروز اما لحظه به لحظه بر تأسف فرهنگ دوستان وهنرمندان شهر افزوده می‌شود چرا که نماهای اجرا شده در آن مسیر تنها نمایش پر افتخاری از آشفتگی معماری و بی فرهنگی هستند نه فرهنگ اسلامی و نه هیچ فرهنگ دیگری. این مهم هنوز دیر نشده است و نگارنده قویا از شهرداری می‌خواهد تا آماده شدن زمینه ای مناسب برای مدیریت نماهای شهر، طبق بند۱ ماده ۲ قانون نظام مهندسی وکنترل ساختمان ( تقویت وتوسعه فرهنگی و ارزشهای اسلامی در معماری وشهرسازی )از اجرای هرگونه نما در مسیر یاد شده جلوگیری نماید.
پیشنهاد ۳: نما هایی قابل قبولی که در آنها محدوده ی عمودی جانبی ساختمان، خط پایانی افقی ساختمان یعنی مرز ساختمان با آسمان و گوشه های ساختمان با هم همخوانی هندسی دارند و از مصالح سنگ و آجر با جنس مناسب و رنگ های گرم استفاده می شود گر چه به ندرت ولی در شهر قابل مشاهده اند. به عنوان پیشنهاد از مسؤولین شهرداری تقاضا می کنم در پایان هر سال بهترین نما های اجرا شده در شهر را به کمک رسانه ها و نشریات، به مردم معرفی نمایند و مالک و مهندس معمار آنها را مورد تقدیر قرار دهند. این کار باعث ترویج فرهنگ نماسازی و ترغیب مالکان به شرکت در یک رقابت مثبت برای ارئه نما های متعالی خواهد شد .
نتیجه ۱: از مطالب فوق لااقل این نتیجه حاصل می شود که وضعیت نمای ساختمان های شهر کازرون نمره ای منفی دارد و بنابراین نیاز به کنترل و اصلاح و شاید هم یک انقلاب دارد. پس بر عهده جامعه مهندسین است که هر چه در توان دارند آگاهی بخشی نمایند تا همگان بدانند که نمای بیرونی ساختمانشان یک پدیده شخصی و خصوصی نیست بلکه بیشتر عمومی است. این نما بایستی هویت و فرهنگ ما را نمایش دهد؛ اگر سنتی است عناصر سنتی را با خود همراه داشته باشد و اگر مدرن است نماد های مدرن را تداعی کند و اگر ترکیبی از این‌هاست مفهومی را بر خود حمل نماید و در هر سه حالت هم هماهنگی با اجزاء خود داشته باشد هم با نما های اطراف خود.

نمادها و المانهای شهری:
اولین مجسمه ای که رسما به عنوان نماد یک شهر ساخته و در معرض دید مردم قرار داده شد (در شهر فلورانس ایتالیا) مجسمه حضرت داوود اثر هنرمند مشهور میکلانژ است. اِلِمان دیوار برلین پس از فروپاشی دیوار بین آلمان غربی و شرقی، برج ایفل در فرانسه، مجسمه آزادی در امریکا، برج آزادی و برج میلاد در تهران و بسیاری دیگر، نمونه های متأخر نماد های معماری و اِلِمانهای شهری هستند. نمادها بر دو گونه هستند؛ نمادهای شهری و نمادهای محله ای.
نماد های شهری: نمادهای شهری در حقیقت بیانگر هویت ساکنان هر شهرند یعنی می توان سنت و فرهنگ و تاریخ یک شهر را در یک ساختار و اِلِمان معماری به نمایش گذاشت. پس حتی‌الامکان این نماد ها بایستی ۱) معرف فرهنگ و سنت و تاریخ و هویت شهر باشند و ۲) با نام موقعیت و منطقه ای که در آن ساخته یا نصب می‌شوند سنخیت داشته باشند. از طرفی نمادهای شهری می توانند نمادهایی ملی هم باشند؛ نمادهای ملی‌ای که با سبک بومی هر منطقه یا لااقل بدست هنرمندان هر منطقه ساخته می شوند. اگر بخواهیم از وضعیت موجود سخن بگوئیم تا به حال حدود ۸ نماد و اِلِمان در میادین شهدا ، معلم ، دکتر شریعتی ، شهربانی ، قدس ، انقلاب ، بسیج و مقبره مرحوم مردانی اجرا شده است. نماد های میدان معلم و میدان شریعتی و میدان قدس و بسیج هر کدام با نام های خود سنخیت و نسبت خویشاوندی دارند. نماد میدان شهدا خارج از فضای موجود تا حدودی قابل قبول بوده و زیبایی خاص خود را دارد اما ظاهرا هیچ ارتباطی با نام میدان شهدا یا همان سر خیرات قدیم ندارد. همین جا باید تأکید کنم عدم نامگذاری نمادها و اِلِمان ها موجب ناشناخته ماندن آنها خواهد شد و همانطور که نمی توان انسانی را بدون نام متصور شد یک بنای نمادین را که قرار است روح یک فرهنگ را به انسانها معرفی کند نیز بدون نام گذاشتن خطاست. مثلا تصور کنید اگر نماد میدان شهدای کازرون از ابتدا یک نام خاص داشت (برج خیرات، برج شهدا یا …) چقدر می توانست در رسانه ها مورد اشاره قرار گیرد و نه اینکه بگوئیم احیاء هویت بل هویت سازی کند. نماد پرنده میدان انقلاب را شاید بهتر بود در ورودی دریاچه پریشان یا یک باغ وحش می گذاشتند نه در میدانی که تاریخ انقلاب یک شهر را یدک می کشد. نماد استکان و نعلبکی در میدان شهربانی بالاترین قدمت را در بین دیگر نمادها دارد و هنوز هم به نوعی قابلیت و کارآیی دارد و بر خلاف برخی دیگر نماد ها رنگ کلیشه به خود نگرفته است. این نمادها هر یک سهمی از دو تقسیم بندی فوق را بر خود حمل می کنند اما جز نماد مقبره مردانی که آن هم مورد انتقاد برخی اهل هنر است مشخصا هیچکدام از هشت نماد یاد شده به صورت مطالعه شده کار نشده یا لااقل از صافی عقل جمعی نخبگان هنر و معماری شهر نگذشته است و به همین علت هیچکدام احساس تعلق کامل نماد ها را به شهر کازرون در شهروندان ایجاد نمی کند. پس شاید سؤال اساسی تر این باشد که هشت نماد فوق بر روی هم چند درصد توانسته است هویت و سنت شهر کازرون را عرضه نماید؟ برای پاسخ به این سؤال باید بدانیم هویت کازرون به کجا و چه کسانی پیوند خورده است. این سؤال را از هر شهروند کازرونی بپرسید عندالمطالبه پاسخ خود را دریافت خواهید کرد. سلمان فارسی ، شاه ابو اسحاق ، سید امین الدین ، ناصر دیوان ، علامه دوانی و تنگ چوگان و بیشاپور و معماری قدیم کازرون و …
نماد های محله ای: نماد ها و اِلِمان های محله ای با نماد شهری به لحاظ انتقال مفاهیم ، محتوا و ابعاد اندکی تفاوت دارند . اِلِمان های محله ای از نظر ابعاد و اندازه کوچک تر بوده و از طرفی توسط خصوصیات کالبدی تعریف شده برای آنها می توان بافت قدیم و جدید را به هم دوخت و دوز کرد و یکپارچگی شهر را به نمایش گذاشت .»
پیشنهاد ۴: محله های قدیمی‌مان را دریابیم محله کوزه گران ،آهنگران ،گنبد و مصلی و غیره هر کدام می توانند نمادهای کوچکی داشته باشند و در مرکز محلات که به طور سنتی محل برگزاری تجمعات مذهبی همچون ایام محرم هستند نصب شوند .
پیشنهاد ۵: ساختمان های با معماری قدیمی و سنتی کازرون، نماد معماری شهر ما هستند اگر چیزی از آنها هنوز به خاک ننشسته است آن را دریابیم . کاش میراث فرهنگی کازرون توان آن را داشته باشد تا با همیاری متصدیان امور شهر، یک خانه کازرونی با تمام جنبه های معماری سنتی کازرون بسازد تا هم نمایشگاهی دائمی باشد برای شهروندان و میهمانان سراسر کشور، هم مدلی باشد برای شهروندانی که تمایل دارند در ساخت خانه شان از روش‌های معماری سنتی کازرون قدیم، بهره بگیرند و هم اینکه اِلِمان و نمادی باشد برای شهر کازرون.
پیشنهاد ۶: یک روش برای تأمین هزینه ی ساخت نماد ها، مشارکت دادن مردم در این کار است. گر چه بحث مشارکت مردمی این روزها تبدیل به یک شعار بی مصرف و کلیشه‌ای شده اما می توان از این شعار، آشنایی زدایی کرد و با روش های مختلف آن را عملیاتی نمود. شهرداری می تواند برای طراحی و ساخت و نصب اِلِمانها ی مختلف اعلام عمومی کند . هر فرد خیّری که هزینه یک نماد را پرداخت نماید به مردم معرفی شود و مهمتر اینکه به هر نماد می توان شناسنامه ای در قالب یک لوح، ضمیمه کرد که در آن نام هنرمند و طراح و نام سرمایه گذار و تاریخ ساخت و مفهوم نما مکتوب شده باشد. این اعلام مشارکت عمومی باید آنقدر تکرار شود تا بالاخره فرهنگ سرمایه گذاری برای احیاء هویت شهرمان به وسیله نماد ها برای مردم امری عادی و بلکه ضروری تلقی شود.
نتیجه ۲: برای شهری که مردم آن در مجسمه سازی و نقش برجسته، پیشینه ای هزار و هشتصد ساله دارند بسیار نازیباست که هنوز مجسمه ی اصحاب فرهنگ خود را به نمایش نگذاشته باشد. وقتی مجسمه ای در یک میدان جای می گیرد ما را به باز خوانی اندیشه و معرفت خود دعوت می کند و این‌کار به ماندگاری یک بینش و تفکر می‌انجامد. شاید مشکل ما کازرونی ها اینست که تصور می کنیم مجسمه ها فقط مربوط به درون غارها هستند آنهم در ارتفاع هزار پایی!. مجسمه ها را از غارها بیرون بکشیم و هنرمندان مجسمه ساز را از غار تنهایی آزاد کنیم. هنرمندان و معماران شهر را تقدیر کنیم تا هویت شهرمان بازسازی شود.

Popularity: 1%

مطالب مرتبط

ارسال خبر به دیگران
دسته بندی ها: شماره 222-مورخ 89/05/25 , شهرستان , فرهنگی , مقالات
زمینه ها: ,
تعداد بازدید: 180 بازدید
لینک این مطلب: http://www.bishapour.org/city/2379.html

نظر خود را بنویسید