امروز جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹ / Friday, Jul 30, 2010 آخرین بروز رسانی آخرین بروز رسانی: ۴ مرداد ۱۳۸۹ [اخبار امروز: 0]

ماشین های امضا

ماشین های امضا

کد مطلب: 903 | تاریخ ارسال: ۲۱ دی ۱۳۸۸ | نویسنده: محسن عباسپور | چا پ  مطلب

چگونه از بهترین استعدادهایمان، بدترین استفاده ها را می کنیم
در استانی زندگی می کنیم که در لیگ برتر فوتبال نماینده دارد و استانداری فارس با هدف تقویت این تیم در لیست مصوبات سفر سوم هیئت دولت، مدیریتش را از برق شیراز می گیرد و خود متولی این تیم می شود و از سوی دیگر اتفاقاً این استان یک نماینده ورزشی در لیگ برتر هندبال هم دارد (پتروشیمی کازرون) که نه «سنی بر آن نماز می خواند و نه شیعه» و آنقدر طفیلی است که بزرگترین سرمایه گذاری دولتی ـ مردمی تاریخ کازرون (پتروشیمی)، پس از فشارهای فراوان تنها یک چهارم هزینه هایش را تأمین می کند تا صفحات خبرگزاری های کشور به جای آنکه بنویسند هندبال پرغرور کازرون «از لیگ کناره گیری کرد»، مرتباً بنویسند هندبال کازرون، «باخت».
در شهرستانی زندگی می کنیم که باوجود تمامی نارسایی های علمی و مشکلات مالی که در امر تحصیل وجود دارد، از هر ۲۰نفر ساکن، حداقل یک نفر دانشجوی محصل در دانشگاه های آن وجود دارد، اما به سادگی از کنار خبر حذف ردیف بودجه مرکز آموزش عالی می گذریم و توجهی هم نداریم که اصولاً ساکن شهری هستیم که اساتید نام آشنایی را به جامعه دانشگاهی کشور معرفی نموده است.
در شهرستانی هستیم که یکی از برجسته ¬ترین نقاط طبیعی ایران را در اختیار دارد (دریاچه پریشان)، در عین حال یکی از تأسف بارترین بحران های محیط زیست را برایش به ارمغان آورده ایم، در سرزمین چهارفصلی زندگی می کنیم که به اعتقاد بسیاری یکی از مستعدترین مناطق برای کشاورزی است، در حالی که یکی از بحران زده ترین طبقات اجتماعی آن کشاورزان هستند، در فضایی زندگی می کنیم که ذکاوت بازاریانش در داد و ستد برای بسیاری مثال زدنی است، اما شرایط زندگی تا آن حد نامتعادل است که مرتباً شاهد خروج سرمایه ها از این سرزمین هستیم.
به راستی چگونه است که ما از بهترین استعدادهایمان، بدترین استفاده ها را می کنیم؟ شاید برای دریافت پاسخی مناسب برای این پرسش نیاز باشد نگاهی داشته باشیم به سازوکاری که جریان های اجتماعی را به پیش می برد. اگر قائل به وجود دو نظام جدا و در عین حال مرتبط «مدیریت» و «جامعه» باشیم، پس می دانیم که این دو در ارتباطی دوسویه قرار دارند که وجود تغییر در هر یک، تأثیرات مستقیمی را بر دیگری خواهد گذاشت. در این میان جامعه به عنوان «بستر»، مطالبه می کند و بدنه ی مدیریت به عنوان «راهبر»، پاسخی منطقی و مناسب را برای آن مطالبه، تنظیم و اجرا می نماید. قطعاً این پاسخ همواره عین نیاز را برآورده نمی نماید، اما در شرایطی که کارکرد درستی بر بدنه ی مدیریت حکم فرما باشد می تواند حداقل منجر به برطرف شدن نیاز گردد. اما در برخی مواقع پاسخ های ارسالی از بدنه ی مدیریت به سمت جامعه آنقدر ضعیف هستند که نه تنها نیاز را برآورده نمی کنند، بلکه حتی باری را بر مشکلات موجود اضافه می کنند. در این شرایط همواره مشاهده می -شود که برخی مدیران یا با محافظه کاری، در برابر هرگونه نقدی واکنشی تند نشان می دهند و در کل از انتشار آمار واقعی مرتبط با کارکردشان سرباز می زنند، یا آنکه بر اشتباه خود پافشاری می کنند که این دست واکنش ها نه تنها «نیاز» را به یک «مشکل» تبدیل می کند، بلکه حتی ممکن است دامنه ی مشکل را تا حد «بحران» نیز افزایش دهد.
حال اگر مجدداً به شرایط امروز شهرستان نگاهی بیندازیم به وضوح به مصادیق پرشماری از این دست برمی خوریم که بحران های امروز جامعه ی محلی کازرون را پدید آورده اند. برای این منظور می توان به ماجراهای جاده تالاب پریشان و افشا شدن مناسبات (یا به تعبیری نامناسبات) اداری پشت پرده آن اشاره کرد که نه تنها مسوولین بلندپایه شهرستان را رودرروی یکدیگر قرار داد، بلکه حتی رییس اداره راه و ترابری کازرون را نیز به دادگاه کشاند. همچنین می توان به برخی موارد دیگری که همچنان زیر پوست شهر جاری هستند و هر از گاهی خبری از آنها منتشر می شود، یاد کرد؛ همچون کسر ۵۰درصدی سهام مناطق نفت ¬خیز در کازرون، عدم توزیع عادلانه امکانات (همچون امکانات ورزشی و رفاهی) در مناطق کازرون، احداث منطقه ویژه کشاورزی ـ اقتصادی و موارد پرشمار دیگری که تنها با نگاهی به مشکلات موجود در شهرستان می توان به لیست آنها افزود.
جامعه شناسان معتقدند طبیعی ترین آسیبی که از سوی چنین سومدیریت هایی متوجه جامعه می شود، «بازماندن مردم از حقوق اجتماعی شان» است که تداوم این امر نوعی «سرخوردگی اجتماعی» را به دنبال خواهد داشت. خروجی های چنین سرخوردگی هایی نیز به گونه های مختلفی در بدنه ی اجتماع ظهور می یابد و به عنوان مثال در قشر فرهیخته اجتماع، مهاجرت های گسترده را به دنبال داشته و در طبقات ضعیف جامعه نیز رشد بزه و گرایش به انحرافات اجتماعی را پدید می آورد. یعنی دقیقاً مسائلی که امروز به وضوح در نظام شهری کازرون آنها را مشاهده می کنیم.
شاید عمده ترین علت وقوع چنین عملکردی از سوی بدنه ی مدیریت جامعه هم ناشی از عدم انتخاب مدیران جامعه در پروسه ای مدنی که در آن احزاب و نهادهای مردمی نقش اصلی را ایفا کنند، بتوان یافت. به خوبی می دانیم که مدت هاست در شهرستان کازرون نگاه های »تک حزبی« حاکم شده و عملاً با حذف یا کناره گیری اصلاح طلبان از مناسبات شهری، فضای نقد حزبی نیز در کازرون از میان رفته است و از سوی دیگر نیز نهادهای مردمی در کازرون که عموماً در سطح بازار یا طبقه ی فرهنگیان و حتی نهادهای دانشجویی شکل می گیرد، یا به کلی حذف یا آنقدر ضعیف هستند که نتوانند در انتخاب مدیران نقشی ایفا نمایند. پرواضح است با حذف فضای رقابتی و صدالبته منتقد و همچنین لحاظ نشدن نظر طبقات اجتماعی در بدنه ی مدیریت، نمی توان به «پویایی و سرزندگی مدیریت» نیز امیدی داشت، چراکه در این شرایط تنها به تولید مدیرانی اقدام نموده ایم که بعضاً حکم ماشین های امضا را داشته و خود را تنها ملزم به پاسخگویی و کسب رضایت در مقابل مقامات بالاسری که آنها را انتخاب کرده اند می دانند و نه «جامعه»ای که نیازها را مطالبه می کند.
شکل گیری چنین فضایی در روابط اداری و مدیریتی، منجر به پدید آمدن نظامی خواهد شد که نه خود قادر است ضعف هایش را برطرف نماید و نه عملاً حزب یا نهاد مردمی برجای مانده که بتواند آن ضعف ها را یادآوری کرده و بهبود شرایط را طلب نماید و شاید اینجا دقیقاً همان سرمنشأیی باشد که بتوان بر آن تکیه کرد و روندی معکوس را برایش رقم زد. مقامات تصمیم گیرنده برای مدیریت کازرون بایستی توجه داشته باشند ادامه شرایط موجود و عدم حضور احزاب و بی توجهی به نهادها و مطالبات مردمی، نه تنها بنیان های مدیریت جامعه را بیش از پیش دچار مشکل نموده و دامنه ی مسائل جاری شهرستان را از سطح «مشکل» به «بحران» افزایش می ¬دهد، بلکه آسیب های اجتماعی گسترده ای را در میان مردم نیز به دنبال خواهد داشت.
البته شاید ذکر این موارد در شرایط فعلی کشور که نظام مدیریتی از حالت عادی خارج شده و شرایط امنیتی در کشور حاکم است چندان مفید ننماید، اما نباید از یاد برد تا پیش از انتخابات ۲۲خرداد، رفته رفته برخی از حرکت -های اجتماعی از سوی طبقه ی متوسط جامعه در سطح کازرون در حال شکل گیری بود که افق های مناسبی را نیز به وجود آورده بود و امیدوارانه می توان انتظار داشت با بازگشت شرایط کشور به حالت عادی این روند نیز مجدداً پی گرفته شود. یادمان نرود که پروژه های موفق شهرستان کازرون از جمله جاده کازرون ـ شیراز به عنوان سمبلی مثال زدنی برای مطالبات مردمی و حضور مداوم و پرسشگر توده های مختلف جامعه در مقابل بدنه ی مدیریت بود که حتی زمانی به تعطیلی بازار هم کشیده شد. مطمئناً تقویت نهادهای مردمی و خارج کردن فضا از نظامی تک حزبی و شنیده شدن صدای سایر احزاب و جریان ها می تواند تجربه های موفق دیگری از این دست را به دنبال داشته باشد. حال اینکه مهره چینانی که ابزارهای قدرت را هم در اختیار دارند تا چه حد حاضرند به شکل گیری چنین فضایی در جامعه تن دهند و یا اینکه توده مردم تا چه اندازه حاضر به پیگیری مطالباتشان در این زمینه هستند، پرسشی است که هر روز بایستی بر آن نگریست و اندکی پیرامونش تأمل نمود.

Popularity: 3%

مطالب مرتبط

ارسال خبر به دیگران
دسته بندی ها: مقالات , یادداشت
زمینه ها:
تعداد بازدید: 105 بازدید
لینک این مطلب: http://www.bishapour.org/article/903.html

۲ نظر

  1. جناب عباسپور گرچه نوشته اید که اصلاح طلبان کناره گیری یا حذف شده اند اما مطمئن باشید این آقایان فضا برای کار داشتند و حذف نشدند بلکه خودشان از فضاهای موجود استفاده نکردند وگرنه با کمی رایزنی اصولی و درست می توانستند در فضای شهرستان نقش داشته باشند.

  2. با عرض سلام. اشاره خوبی داشته اید اما فراموش نکنیم که بدنه قدرت با اصلاح طلبان همکاری نداشت و بعضا آنها چه در انتخابات ها و چه در خیلی دیگر از عرصه های مدیریتی حذف کرد. البته اصلاح طلبان چه در کازرون و چه در بسیاری دیگر از شهرها می توانستند با ممارست بیشتر در عرصه مدیریت بمانند ولی خیلی از مسائل همین بحث را هم منتفی ساخت.

نظر خود را بنویسید