اهمیت حفظ و نصب تابلوهای ضروری و سایر علائم در شهر
کد مطلب: 1252 | تاریخ ارسال: ۳ اسفند ۱۳۸۸ | نویسنده: محمد عباسی |
یکی از شاخصه های زیبایی و نیز راهنمایی در هر شهری، وجود تابلوهای متعدد و متنوع، اعم از جهت نمای حرکت، بازدارنده ها و هدایت های راهنمایی و رانندگی، سر در ادارات و مغازه ها، تأسیسات ،تابلوهای نام میادین و خیابان ها و شمارهبندی کوچه ها خصوصاً راهنمای اماکن دیدنی، گردشگری و مساجد است که لازم است از آنها به نحو شایستهای مراقبت شود و نگذارند که دستخوش سستی پایه و پیچ و سپس سقوط و سرقت و یا دیگر آسیب های احتمال بشود چرا که وجود و حفظ آن تابلوها علاوه بر زیبایی و چشم نوازی، معرف هویت فرهنگی و نشان سلایق مردم منطقه است، ضمن اینکه برای مردم و کسانی که به شهر وارد می شوند یک راهنمای مفید و ساکتی است که با زبان نشان و علائم، با مردم سخن می گویند و آنان را از سردرگمی هم بی نیاز میکنند که در همین رابطه اینجانب در دی ماه سال گذشته در شماره ۱۴۶ و تأثیر وضعیت و نوع تابلو » ۱۴۷ همین نشریه، تحت عنوان مطلبی تقدیم « سردرها در زیبایی شهر و راهنمایی شهروندان حضور عزیزان نمودم . اما در این نوشته نیز به پاره ای از بی توجهیها در زمینه حفظ و نگهداری و جایگزینی بعضی از تابلوهای راهنمایی و رانندگی و آنچه که مربوط به شهرداری است اشاره می شود و اینکه چرا با وجود این همه تذکرات مکرر در نشریات محترم شهرمان از سال ها پیش تاکنون درخصوص نیاز مبرم بعضی نقاط شهری به تابلوهای موردنیاز کوتاهی شده است؟ که الحمدا . با فعالیت و تلاشی که از زمان انتصاب شهردار محترم و جدید شهرمان که کارشان را با اقدامات سریع و گسترده ی عمرانی آغاز نموده و برخلاف سنوات گذشته که معمولاً عمده ی کارهای عمرانی و زیبایی و رفاهی را فقط به نقاط مرکزی و چشم نمای مسوولین بازدیدکننده استانی یا کشوری معطوف می کردند که در نتیجه مناطق دور از مرکز، در محرومیت نسبی قرار می گرفت، مشارالیه این سنت ناپسند گذشتگان را شکسته و برایشان مناطق مرکزی با حاشیه ای تفاوتی ندارد به عبارتی هر جا نیاز بیشتری به عمران و اصلاحات بود به آن نقطه بیشتر توجه میشود.
درخصوص فضای سبز هم همینطور و امید است که واحد محترم امور شهر از دو واحد قبلی نیز جلوتر افتد و فعالیتش را مضاعف و وفق تلاش های فکری و انشایی شهردار عزیز و محبوب شهرمان نماید تا چهره خسته شهر هم دگرگون شود و علاوه بر توجه به مبلمان شهری و رنگ آمیزی لبههای سیمانی میادین جدید الاحداث ناصردیوان کازرونی و حوالی هتل بیشاپور و لبه های سیمانی رنگ نشدهی باقیمانده ها از سال های گذشته و نورافشانیها و تغییرات در روشنایی های میادین و مثلثی ها ( که هم اکنون آغاز شده ) ، مواظبت و مراقبت از امور و خصوصاً تابلوهای نصب شده را هم، از نظر دور ندانند تا از این به بعد شاهد سقوط و سپس سرقت تابلوهای نصب شده ی متعلق به شهر نباشیم که به عنوان مثال می توان به تابلوی نام خیابان در بهار آزادی اشاره نمود که از چند ماه پیش « لاله » پرتردد ظاهراً توسط چند نوجوان نادان بیش فعال و غیراصیل با تکان دادن مکرر و نوسانی و اغلب دور از چشم رهگذران ابتدا منجر به شکسته شدن یکی از پایه ها و چندی بعد موجب خمیدگی پایه دیگر شده بطوری که صفحه و نمای آن رو به سمت آسمان قرار گرفت و استغاثه می کرد علیرغم پیام های مردم اعم از شفاهی و تلفنی (از راننده خط ۵ واحد تا کارمندانی از همان اداره) به واحد محترم امور شهر، همان پایه خمیده را هم از ریشه جدا کردند ( که هم اکنون پس از گذشت ۴ هفته هنوز آن ریشه ها حدود ۱۰ سانتی متر از زمین بیرون و قابل مشاهده هستند ) در این حالت که تابلو از امدادهای زمینیان و مسوولین ناامید شده بود چند روزی نگاهش را به آسمان دوخته بود تا امدادی آسمانی برسد تا دستخوش سرقت نگردد ولی قبل از رسیدن هر امدادی، ظاهراً سارقین از خدا بی خبر، پیشدستی نموده و نگذاشتند آهش به آسمان برسد و اگر چه جسم بی جانش را بردند اما روحش آسمانی شد و در جوار ارواح سایر هم سرنوشتان سابق خود و نیز تابلوهای بسیار ضروری اما دریغ شده از شهرمان آرام گرفت . نمونه دیگر در بعضی میادین از۲متری با (۶× جمله میدان ارشاد بود که پایه آهنی (قوطی ۶رنگ سفید آن و محل پیچ های باز شده تابلوی آلومینومی آن شاهد این مدعاست که آرام آرام خرده سارقان، یکی یکی و به مرور پیچ های آن را ( به جزء یک پیچ که استقامت کرده بود ) باز نموده و آن تابلو، چند روزی به صورت وارونه قرار گرفته بود که در این حالت هم کسی به دادش نرسید ( و شاید علت بی توجهی به آن نهادینه شدن سنت گذشتگان بود که نتیجه اش کماهمیتی به مناطق دورتر از مرکز شهر می باشد ) و سرانجام همان پیچ سمج آن را با وسیله ای بریدند و تابلوی آلومینیمی آن را وقیحانه بردند و پایه آن را تنها گذاشتند و از آن زمان به بعد که بالغ بر سه سال از فراق آن می گذرد آن پایه بیصبرانه انتظار وصال یار می کشد اما این بار نه از جنس آلومینیم که دزدان خواهان آن هستند بلکه به نوع آهنی ( وکم ارزش مالی ) هم راضی است البته نمونه ها بیش از این است که اگر از اولین دستکاریها مسوولین امر متوجه می شدند و یا به تذکرات شهروندان اهمیت می دادند و بخش های آسیب دیده آن را به موقع مرمت و استحکام سازی می کردند هرگز چنین حوادثی رخ نمیداد و این سوال پیش نمی آمد که چرا یک کودک یا نوجوان و یا هر کس دیگری از هر قشری که هیچ مسوولیت عمرانی و شهری هم عهده دار نیستند اما بی صبرانه در این شهر، انتظار تحول و عمران و اخذ مطالبات عمرانی خود از دوران گذشته را کشیده و می کشند چنان کنجکاوانه به همه امور در شهر توجه دارند و هر نقصی را درشت تر میبینند و هر تحولی را دلگشا و امیدبخش به حساب می آورند مثلاً با روکش آسفالت همزمان و پیایی خیابان های شهر اعم از بالا و پایین و مرکز و یا افزودن چند قطعه دال بر روی جدولی در چهارراه مخابرات و یا در جاهای کم پل و یا تخریب ضربتی مغازه ای در گوشه چهارراه انقلاب که بایستی چند سال پیش تخریب می شد و شستشوی مداوم طرفین خیابان ها در تاریک روشن صبح که مزایای زیادی نسبت به سایر اوقات دارد ( که سابقاً آن هم گهگاهی در غیر زمان خود عمل می شد) و چشمگیرتر از همه برداشتن دیوار مزاحم و قدیمی و پناه دید درختان و ساختمان جدید دبیرستان بهبهانی و پیدایی یک ردیف درخت سبز نخل و نارنج و شروع کارهای عمرانی تعریضی در آن خیابان که رانندگانی که از خیابان قدمگاه قصد ورود به میدان شهدا دارند با وجود سبز شدن چراغ راهنمای روبروی خود حرکت نمی کنند و مات و مبهوت به چشم انداز زیبای آن درختان در خیابان محمدی که هیچگاه ردیف درختی به خود ندیده به توقف خود ادامه میدهند و حتی به بوق پشت سریها هم برای لحظاتی توجه ندارند و نیز تلاش برای خاکبرداری و خاکریزی و آسفالت خیابان شیب دار بین میدان ناصردیوان با خیابان چمران که قطعاً چندین برابر آنچه مردم می بینند در جلسات فشرده ایشان با مسوولین ۷ صبح یا پس از / مربوطه در ساعات غیر اداری معمولاً قبل از ۵ ساعت ۴ بعدازظهر و تصمیم گیریهای مفید آتی که باید چه کرد و دید و همین مردم حساس از کودک تا کهنسال با بازشدن پیچ یک تابلو یا کنده شدن پایه ای از یک تابلو فوراً عکس العمل احساسی انجام میدهند و مراتب را به اشکال گوناگون به اطلاع مسوولین امور شهر می رسانند( در حالیکه این کار باید توسط عوامل شهرداری صورت گیرد ) اما با این وجود هم مسوولین عکسالعملی حتی با تذکرات مکرر و پیاپی در این گونه موارد رو به تخریب و سرقت از خود نشان نمی دهند! ! خیلی دردآور است که به سنت گذشته، مردم عیوب را ببینند، تذکر دهند، بنویسند، آن را نشریاتی کنند و باز هم آن ها را در نشریات تکرار کنند ماهها و سال ها نیز از ماجرا بگذرد اما هیچ حرکت عملی ( به جز چشمهای لفظی ) از سوی مسوولین مستقیم آن معضل، دیده نشود برای اثبات این ادعا کافیست که به پیام های مردمی و مقالات ( در این زمینه ها) مندرج در نشریات از چند سال پیش تاکنون و تکرارها بنگرید و اگر هم اکنون هم بعضی از آن مکررات تکرار می شود به امید پیگیری های امیدبخش و قاطعانه و بازجویانه شهردار محترم و جدید و پرتلاش و بدون تفاوت گذاری شهرمان است که شعارهای شنیدنی را دیدنی می نماید که نمونه های آن تکرارها اما به زبان ها و عبارات مختلف نیز از سال « اهمیت و لزوم نصب تابلوها » درخصوص ۸۲ تاکنون متذکر شده ام از جمله در بند ۶ سلمان ۱۵۶ و بند ۱۲سلمان ۲۵۷ و در لابه لای مطالب طنزگونهای در ۶ قسمت در شمارههای ۱۱۵ تا ۱۱۸ و ۱۲۰ تا ۱۲۱ همین نشریه با عنوان و نیز در شماره ۴۴ « تنها کمبود مسافران نوروزی امسال » و دقیقتر از همه در شماره ۵۳ بهمن ۸۵ بیشاپور و « شهرسبز » اهمیت تابلوهای یک » مطلبی در شماره ۳۳۷ سلمان با عنوان که بارها به استحضار مسوولین رسیده اما « طرفه راهنمایی سر « تدینها » اشتباه بنده این بود که بایستی صبر می کردم تا میرسیدند. اینک به بخشی از مطلب مندرج در شماره ۳۳۷ در بعضی از خیابان های شهر، مثل » : سلمان اشاره می شود مثلثیهای یکطرفه سعدی و نطنج و . تعداد کمی تابلوی عبور ممنوع دیده می شود اما متأسفانه در سر دیگر همان یکطرفه ها تابلو یکطرفه آبی رنگ نصب نشده است و چه بسا ممکن است که راننده تازه واردی به شهر که اطلاعی از تابلو عبور ممنوع آن سوی خیابان ندارد به دلایلی قصد دور زدن داشته باشد ( خصوصاً در یکطرفه سعدی ) و ناخواسته دچار تصادف سهوی یا عمدی دیگران با او شود در اولین و آخرین قضاوت کارشناسی پلیس محترم راهنمایی و رانندگی آن راننده دورزننده و یا در حال برگشت در آن یکطرفه ( یکسو نامعلوم) را صددردصد مقصر اعلام می کند درحالیکه مقصر اصلی حادثه آن مسوولی است که خود متوجه عدم رعایت اصول کار خود نبوده و به تذکراتشفاهی، مشاهداتی و نشریاتی ( پیامهای مردمی و مقالاتی ) هم حتی به تکرار، توجهی ننموده است و همین گونه است در بعضی نقاط که خیابانی به میدانی منتهی می شود و به وسیله مثلثیهای پهن و باریک لبه سیمانی، آن خیابان دو شاخه می – شود که در بعضی میادین هم بطور ناقص نصب تابلوهای فلش آبی و جهت ممنوع زمینی انجام شده و می توان همه را از نظر گذراند و دید و رفع خط نمود و نیز اقدام به نصب تابلوهای هشدار ورود به میدان ها خصوصاً برای رانندگانی که از خیابان شهدای جنوبی مستقیماً به قصد میدان ناپیدای شهدا در حرکتند و نیز کسانی که از جاده پریشان و فراشبند وارد شهر می گردند نیز چراغهای جهت نمای حرکت نیز راهاندازی شود.
در پایان ضمن تقدیر و تشکر از همه تلاشگران عزیز شهرداری و واحدهای فعال آن از جمله واحد محترم امور شهر که به حق، در سال گذشته برای مهمانان، راهنمایان و خدمتگزاران بسیار خوبی بودند امید است که امسال هم بیش از پیش و متناسب با منویات و تلاش های شهردار محترم و جدید، خدمات بیشتر و چشمگیرتری ارائه نموده و قبل از ورود مهمانان از تمهیدات و تسهیلات لازم خیابانی و راهنمایی و نصب تابلوها و رنگ آمیزی لبه های سیمانی اعم از رنگ رفتهها و تاکنون رنگ نشدهها و از نصب چراغ های راهنمایی سه رنگ در شلوغترین فلکه میان ورودی و خروجی شهر ( یعنی فلکه دکتر شریعتی که چرا » قبلاً مفصل در شماره ۳۲۰ سلمان تیرماه ۸۶ تحت عنوان « ؟ فلکه شریعتی به چراغ راهنمایی سه رنگ مجهز نیست مطرح نموده و توفیری حاصل نشد ) شهروندان و مسافران را بینصیب نگذارند.
………………
* فرهنگی بازنشسته
Popularity: 11%
مطالب مرتبط
جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹ / Friday, Jul 30, 2010
آخرین بروز رسانی: ۴ مرداد ۱۳۸۹
[اخبار امروز: 0]
