امروز چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ / Wednesday, Feb 08, 2012 آخرین بروز رسانی آخرین بروز رسانی: ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ [اخبار امروز: 0]

ماه مبارک رمضان در فرهنگ مردم کازرون

ماه مبارک رمضان در فرهنگ مردم کازرون

کد مطلب: 2459 | تاریخ ارسال: ۱ شهریور ۱۳۸۹ | نویسنده: | چا پ  مطلب

درکازرون بعد از دیدن هلال ماه رمضان سه صلوات می فرستند و می گویند : یا گویند : « خدایا یک ماه قدم دار و مبارکی رو همه شیعیون نو شده باشد »الهی ماه شریف و مبارک و با برکتی رو همه ی عزیزون و غریبون نو شده » .« باشد شب نوزدهم، شب قدر و ضربت خوردن حضرت امیرالمؤمنان علی ( ع) است . بدین مناسبت در کازرون مجالس قرائت قرآن را با پارچه های مشکی سیاهپوش می کنند و بعد از پایان شب بیست و سوم پارچه ها را برمی دارند. در این شب ابن ملجم مرادی لعین را لعن می کنند و قاری ها بعد از قرائت و تلاوت جزء نوزدهم قرآن مجیدو دعاهای وارده، مراسم الغوث و اعمال شب قدر شُو » و « شُو قدر » را به جا می آورند و به همین جهت این شب را علاوه بر هم می گویند . اهالی کازرون در این شب برای « شُو الغوث » ، « ضربت خوردن و کلوچه و شربت خیرات می کنند. « زلیبی » اموات خود خرما و پشمک و در شب نوزدهم نوحه و تعزیه و مصیبت ها همه راجع به ضزبت خوردن حضرت علی (ع) است و تعزیه میان جمعیت حلقه بسته و نشسته گرفته می شود.
شب بیستم : در این شب مجالس مقابله و دعا و نوحه و مصیبت برپاست و آخر سر دنباله تعزیه امام علی (ع) برگذار می شود. شب بیست و یکم : شب شهادت حضرت علی ( ع) است در این شب اهالی برای اموات خود خرما، پشمک، زلیبی یا زولوبیا، شربت، کلوچه، حلوا زرد یا شله زرد و نوعی حلوای ) « زبانگش » رنگینک خیرات می کنند و نیز هر کسی نذر دارد نذری) امیرالمؤمنین خیر می کند.
مجالس مقابله هم مانند شب نوزدهم برگزار می شود بعد از قرائت جزو بیست و یکم قرآن مجید، دعا و نوحه و مصیبت خوانده و دنباله ی تعزیه شهادت برپا می شود . در مجالسی که تعزیه نیست تابوت سیاهپوش شده ای به وسیله چهار نفر حمل می شود و پیشاپیش یک نفر مداح نوحه نادعلی می خواند و بی اختیار وارد مجلس می شود و اهل مجلس گریه و شیون سر می دهند . همچنین در این شب بعضی از واعظان خطبه امام زین العابدین در مجلس یزید، برای کسانی که نذر دارند می خوانند . در موقع خواندن خطبه چراغ های مسجد را خاموش می کنند . آن گاه نوبت به قسمت آخر تعزیه شهادت حضرت علی ( ع) می رسد. مانند شب های قبل ابتدا پیش تعزیه خوانده می شود.
روز بیست و یکم ماه رمضان هم مردم کازرون به مناسبت شهادت مولاعلی ( ع) در بعضی از محلات شهر مراسم عزاداری گرم و جانسوزی برپا می دارند . عزاداران هر محله در مسجد محله ی خود به عزاداری و سینه زنی می پردازند می « سید محمد نوربخش » و دسته دسته از مساجد راه می افتند و به امامزاده روند. کسانی هم که به تازگی یکی از بستگانش را از دست داده اند و هنوز سنگ مزارش را نینداخته اند، سنگ قبر او را لای حوله یا پارچه ای سیاه می پیچند وبه وسیله ی چهارپا یا ماشین گلکاری شده به امامزاده نوربخش یا هر گورستانی که عزیزشان در آن مدفون است می برند و نصب می کنند . آن هایی که عزیزشان جوان و ناکام از دنیا رفته است از نوحه خوانان می خواهند روی بخوانند. « علی اکبر » مزار او تعزیه شیخ » بعضی ها هم روز بیست و یکم ماه رمضان با پای پیاده به زیارت مرقد که در کنار کوه بالای شهر مدفون است می روند. « امین الدین بلیانی داستانی هم مردم کازرون درباره ی ابن ملجم تعریف می کنند که شنیدنی است: روزی حضرت علی ( ع) از محلی می گذشتند، بچه ای سرراهی را دیدند که همان ابن ملجم بود . حضرت بچه را به خانه بردند و به فاطمه ( س) دادند تا بزرگ کند و فرمودند این بچه قاتل من خواهد بود . ابن ملجم تا وقتی بزرگ شد نمک حضرت را خورد اما عاقبت نمکدان شکست و به دشمنان حضرت پیوست و با شمشیر کین، حضرت را به شهادت رساند.
در کازرون مراسم احیا در مساجد و یا درخانه اشخاص نذردار برپا می شود . در این مراسم علاوه بر نخی که به آن الغوث می خوانند به خوراکی هایی مثل آب، شیرینی، کلوچه، انار، برنج، ادویه و حبوبات هم دعا می خوانند و برای برکت سفره و دیگ غذا نگه می دارند.
بعد از مراسم احیا و خواندن دعا هم به حاضران سحری می دهند . سفره ی سحری را پهن می کنند و آن چه تهیه دیده اند درسینی و بشقاب و دوری و کاسه می کشند و همه مشغول خوردن سحری می شوند . چند نفر هم از طرف بانی مجلس به مردم آب می دهند و یکی دو نفر هم با آفتابه و لگن روی دست آن هایی که سحری خورده اند آب می ریزند . اهالی کازرون معتقدند دادن سحری در شب های احیا ثواب بسیار دارد و بنا به همین عقیده برای همسایه هایی هم که موفق به شرکت در مراسم احیا نشده اند چند دیس غذا می فرستند . بعد از خوردن سحری هم همه به نماز صبح می ایستند و سپس راهی خانه هایشان می شوند.
پدران و مادران کازرونی نسبت به روزه گرفتن کودکانشان بسیار مقید می باشند و عقیده دارند اگر فرزندانشان را از کودکی به نماز وروزه عادت ندهند در بزرگی مشکل بتوان انتظار داشت که وظایف شرعیشان را به جا آورند و در روز قیامت مورد بازخواست خداوند قرار می گیرند . وقتی می خواهند بدانند بچه ای روزه است یا نه زبانش را نگاه می کنند، اگر کمی سفید باشد علامت آن است که روزه پس » چیزی نخورده و روزه دار است . اما اگر زبانش سرخ باشد می گویند یعنی روزه ات را پشت کوزه آب گرفتی . این اصطلاح را در « کوزه ای گرفتی مورد اشخاص بالغ هم که روزه خواری می کنند به کار می برند.
مردم کازرون در گذشته روز آخر رمضان سه چهار قرص برای « توشه رمضون » نان از آردجو می پختند و به عنوان خیر و برکت نگه می داشتند و روز اول ماه رمضان سال بعد می خوردند . معتقد بودند با خوردن این نان روزه گرفتن بر آنان آسان می شود.
اهالی کازرون بعد از برپاداشتن نماز عید فطر بار و بندیل خود را می بندندو برای زیارت و گردش به امامزاده ها و مزار مشایخ و بزرگان و گردشگاه های اطراف شهر می روند و تا شب با شادی و سرور عید فطر را جشن می گیرند . از جمله مکان هایی که کازرونی ها در این روز می روند عبارتند از : سیدحسن فرزند امام سجاد ( ع) ، سیدسبز، سیدحسن، شیخ عبدالله بلیانی، شیخ امین الدین محمد بلیانی، شیخ ابالحسن که اهالی به آن شیخ بوالحسین یا سیدبوالحسن گویند و تنگ چوگان که در چهار فرسخی شمالغربی کازرون قرار دارد و نقوش برجسته و مجسمه و غار شاپور در میان آن واقع شده است، شهر تاریخی شاپور نیز در کنار تنگ چوگان دیده می شود.
ماه رمضان در روستای دوان
ماه روزه-(آداب رمضان) ( mey ruza) مِی روزه قبل از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان مردم اقدام به تهیه مواد اولیه خوراکی از قبیل برنج،آرد،حبوبات،قند و شکر و… می کنند،و خود را آماده سی روز روزه داری است. « پیشواز » می نمایند.روز قبل از ماه روزه،روز اگر چه در بین دوانی ها،روزه در این روز واجب نیست،اما هر کس خود را ملزم می داند که روزه بگیرد و به اصطلاح به پیشواز ماه روزه برود . در گذشته غذاهای ماه مبارک بسیار ساده بود . اغلب مردم با نان و چای و پنیر سحری می خوردند و با نان و ماست و خرما افطار می کردند.
بر سر سفره آنهایی که وضع بهتری داشتند آبگوشت و احتمالاً چلو یا پلو نیز بود. اگر ماه مبارک در تابستان واقع می شد انگور عمده ترین میوه ای بود که مردم صرف می کردند . زیرا انگور محصول تاکستانهای روستا بود و در هر خانه پیدا می شد.در گذشته مردم دوان نان را خود تهیه می کردند. در هر خانه تنوری بود که به وسیله آن نان مورد نیاز را پخت می کردند . نان ماه رمضان روزانه و به هنگام عصر نزدیک به افطار پخت می شد . زنان خانه به مقدار مصرف یک افطار و یک سحری،چند قرص نان کلفت که به موسومند پخت ( gerdek ) و گردک ( mistek ) میشتک می کردند ( میشتک نان کلفت ساده و گردک نان روغنی ناخن خورده ای است که بر روی آن شکر یا خاکه قند نیز می پاشند). زمان بیداری در سحر براساس جایگاه ستارگان نسبت به haf ) خط الرأس کوه شمالی دوان بود . این ستارگان عبارتند از هفت تیرینگ مجموعه ستاره هایی که چون لکه ای ) ( parve:z ) دُب اکبر. ) پَروِ ز ) ( tiringسه ستاره ای که در یک خط مستقیم به ) ( so va so ) غبار گونه اند ) ،سُ وَ س setare-y ) صورت افقی و به فاصله مساوی از هم قرار دارند . و ستاره سُو آخرین ستاره دُب اصغر . ) مناجات نیز از دیگر عوامل بیداری مردم بود ) ( sov معمولاً از شب اول ماه روزه ساعاتی قبل از اذان صبح توسط روحانی ده،مناجات خوانده می شد و مردم با صدای وی بیدار می شدند . بانگ خروس هم در بیداری مردم موثر بود و عده ای با بانگ خروس خود که از محلی نزدیک بانگ می زدند بیدار می شدند.همسایگان نیز یکدیگر را ار روی دیوار یا پشت بام به نام صدا می کردند و یکدیگر را بیدار می کردند . امروزه زنگ ساعت جای همه عوامل بیدارکننده را گرفته است.
با صدای زنگ ساعت مردم به موقع بیدار می شوند و سحری می خورند . در گذشته در شبهای ۱۹ تا ۲۱ ماه مبارک رمضان به مناسبت شهادت حضرت علی ( ع) مردم به سینه زنی و نوحه خوانی می پرداختند . عده ای از مردم نذر داشتند که یکی از این سه شب اهالی را اطعام کنند . بنابراین هیئت عزاداران ضمن این که کوچه ها را می گشتند و سینه می زدند،به خانه فرد نذرکننده می رفتند و ضمن اینکه دقایقی به عزاداری و نوحه خوانی می پرداختند،چای و شربت و حلوا و نان گرم می خوردند و باز به عزاداری ادامه می دادند . شبهای نوزدهم تا بیست و سوم ماه نیز شبهای احیاست.
برگزار کنند . بدین « احیا » عده ای نذر دارند که در یکی از شب های مذکور مناسبت از چند روز قبل درتلاش تهیه مواد و لوازم مورد نیاز برمی آیند و ظروف و وسایل قلیان و چای و . . . را از محل وقفیات بقعه شاه سلیمان تهیه می کنند و در صورت کمبود،بقیه را از همسایگان به عاریه می گیرند.
شب موعود همسایگان به مجلس دعوت می شوند و بعد از اذان مغرب با خرما ،حلوا،نشاسته و . . . افطار می کنند و نماز را به جماعت می خوانند و سپس شام می خوردند و به قرآن خوانی و دعاخوانی می پردازند.
شب های احیا،شبهای عزیزی هستند و مردم تا سحر به دعاخوانی مشغول می شوند. در طول دعاخوانی در جامی مسین که پر از آب در وسط مجلس قرار دارد یک نفر تسبیح می گرداند . بعد از اتمام دعا جام را دوره می گردانند و هر یک از حاضران قطراتی از آب را به صورت خود می زند و صلوات می فرستد . در صورتی که آب جام باقی بماند آن را در یک بطری می ریزند و در جایی نگهداری می کنند و در صورتی که نقطه ای از بدن به دردی دچار شود این آب را به موضع درد می مالند و معتقدند که التیام می یابد . مجلس زنان در گوشه ای جدا از مجلس مردان تشکیل می شود . زنان معمولاً هنگام دعاخوانی نخی بلند را در دست می گیرند و با هر بار دعا خواندن یک گره به نخ می زنند.
تا پایان دعاخوانی حدود ۱۰۰ گره با فاصله های مساوی روی نخ زده می شود. در گذشته این نخ را به بازوی کودکان می بستند تا از قضا و بلا بدور باشند . امروزه آن را در جا نماز قرار می دهند و در هر بار نماز خواندن آن را به صورت و چشم می کشند.
قبل از اذان و هنگام مناجات روحانی ده که در مجلس بوده بر پشت بام می رود،و مناجات می کند . بعد از مناجات سحری می خورند و سپس اذان گفته می شود. به محض گفتن اذان مراسم خاتمه می یابد و هر کس به خانه خود می رود.معمولاً در ایام ماه روزه افراد باسواد باید سی جزو قرآن را ختم کنند. عده ای نیز که سرعت خواندنشان زیاد باشد از ۳ تا ۵ بار قرآن را ختم می کنند. معمولاً یک بار قرآن را به نیت آمرزش مردگان و بقیه را به نیت سلامتی و تندرستی خود و اطرافیان و بردن صواب آخرت ختم می کنند . روز آخر ماه so ) روزه،روز کنار گذاشتن فطریه است . سرانه فطریه در گذشته مقدار سُ وَقّه گندم یا جو بود . سرپرست هر خانواده مقدار فطریه را از جنس موجود ( vaqqa در خانه جدا می کرد و در بیرون از اتاق،جدا از اموال خانه قرار می داد به این نیت که دیگر جزو اموال نیست و به دیگری تعلق دارد،اگر کسانی توان مالی داشتند به جای جنس قیمت آن را از پولهای خود جدا می کردند و برای فطریه کنار می گذاشتند.
در صورتی که هنگام کنار گذاشتن فطریه فردی غیر از افراد خانواده در خانه حضور داشته باشد باید فطریه او نیز کنار گذاشت. زمان دادن فطریه به مستمندان روز عید فطر بعد از نماز عید است . روز عید کوچکترها برای عید مبارکی به خانه بزرگان فامیل می روند و ضمن عید مبارکی به صرف شیرینی و تنقلات می پردازند.
………………………………………..
منابع در دفتر هفته نامه موجود است.

Popularity: 5%

مطالب مرتبط

  • مطلب مرتبطی وجود ندارد
ارسال خبر به دیگران
دسته بندی ها: شماره 223-مورخ 89/06/01 , مقالات تاریخی
زمینه ها:
تعداد بازدید: 218 بازدید
لینک این مطلب: http://www.bishapour.org/article-history/2459.html

نظر خود را بنویسید